( 1 ) مىكند كه مىگفته است * به هنگام رمى جمرات با عمر بودم . سنگى به او اصابت كرد و او را خون آلوده كرد . در اين هنگام مردى ، مرد ديگرى را صدا كرد و گفت : اى واى بر خليفه .
مردى از قبيلهء خثعم گفت : به خدا سوگند خليفهء شما از دست رفت و خونش ريخته مىشود .
مرد ديگرى بانگ برداشت كه اى واى . و سال بعد عمر زخمى و كشته شد . مالك بن ابى عامر از عمر و عثمان و طلحة بن عبيد الله و ابو هريره روايت نقل كرده است . مردى مورد اعتماد و داراى احاديث صحيح است .
عبد الله بن عمرو
ابن حضرمى از همپيمانان بنى اميه است . از عمر بن خطاب حديث شنيده و از همو رواياتى را هم نقل كرده است .
معن بن عيسى از مالك بن انس ، از زهرى ، از سائب بن يزيد نقل مىكند كه مىگفته است * عبد الله بن عمرو حضرمى يكى از بردگان خود را كه دزدى كرده بود پيش عمر آورد . او مردى مورد اعتماد و كم حديث است .
عبد الرحمان بن حاطب
ابن ابى بلتعه . او از خاندان لخم است و يكى از پسران راشدة بن اذبّ بن جزيلة بن لخم است .
آنان همپيمانان بنى عمرو بن اميّة بن حارث بن اسد بن عبد العزى بودند . عمرو بن امية از مهاجران به حبشه است . كنيهء عبد الرحمان ابو يحيى بوده و به روزگار پيامبر ( ص ) متولد شده است و از عمر بن خطاب روايت نقل كرده است . او به سال شصت و هشتم هجرت در مدينه درگذشته است . او مردى مورد اعتماد و كم حديث است .
محمد بن اشعث
ابن قيس بن معدى كرب بن معاوية بن جبلة بن عدى بن ربيعة بن معاوية بن اكرمين بن حارث بن معاوية بن حارث اكبر بن معاوية بن ثور بن مرتع بن معاوية بن كندى بن عفير . مادرش ام