( 1 ) عفان بن مسلم از عبد الواحد بن زياد ، از عاصم بن كليب ، از قول پدرش براى ما نقل كرد كه شنيده است ابو هريره مىگفته است * پيامبر ( ص ) مىفرمود : هر كس مرا در خواب ببيند چهره راستين خودم را ديده است كه شيطان به چهره من در نمىآيد . گويد : پدرم مىگفته است كه اين موضوع را براى ابن عباس نقل كردم و گفتم كه من پيامبر ( ص ) را در خواب ديدم . ابن عباس پرسيد به راستى خواب ديدى ؟ گفتم : آرى ، به خدا سوگند كه آن حضرت را به خواب ديدم . ابن عباس پرسيد آيا حسن بن على را با ياد آوردى ؟ گفتم : آرى به خدا به ويژه حالت به جلو خميدگى او را در راه رفتن . ابن عباس گفت : آرى حسن بن على شبيه پيامبر ( ص ) بود . [ 1 ]
عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى از على بن عابس كوفى ، از يزيد بن ابى زياد ، از بهى وابسته زبير بن عوام براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در اين باره كه چه كسى از اهل پيامبر ( ص ) شبيهتر به آن حضرت بوده است گفتگو مىكرديم . عبد الله بن زبير پيش ما آمد و گفت : من براى شما مىگويم كه چه كسى از اهل پيامبر به او شبيهتر و در نظر او محبوبتر بود . او حسن بن على بود ، خود مىديدم در حالى كه پيامبر در سجده بود حسن مىآمد بر دوش يا گردن آن حضرت سوار مىشد و پيامبر او را فرود نمىآورد تا خود پياده شود . و دوش يا گردن آن حضرت سوار مىشد و پيامبر او را فرود نمىآورد تا خود پياده شود . و خود او را ديدم كه مىآمد و پيامبر كه در حال ركوع بود پاهاى خود را مىگشود كه حسن از سوى ديگر بيرون رود . [ 2 ]
آنچه پيامبر ( ص ) درباره حسن بن على ( ع ) فرموده است و آنچه با او انجام مىداده است
يزيد بن هارون و محمد بن بشر عبدى هر دو از محمد بن عمرو ، از ابو سلمة بن عبد الرحمان براى ما نقل كردند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) زبان خود را براى حسن بن على بيرون مىآورد و كودك همين كه سرخى زبان پيامبر ( ص ) را مىديد جست و خيز و شادى مىكرد .
هامش
[ 1 ] . بخارى در تاريخ كبير ، ج 2 ، ص 381 و احمد بن حنبل در مسند ، ج 2 ، ص 342 و ابن عساكر به شماره 62 اين حديث را آوردهاند .
[ 2 ] . بلاذرى به شماره 22 در انساب الاشراف و ابن عساكر به شمارههاى 40 و 42 ، و سيوطى در تاريخ الخلفاء ، ص 189 و سبط ابن الجوزى در تذكرة الخواص ، ص 195 نقل كردهاند .