تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
( 1 ) سيراب شده است . عبد الله بن عامر مردى شريف و كريم و بخشنده بود و داراى مال فراوان و فرزندان بسيار بوده است . پسرش عبد الرحمان در حالى كه عبد الله سيزده ساله بود متولد شد . گويند : چون عثمان بن عفان به خلافت رسيد نخست ابو موسى اشعرى را براى مدت چهار سال طبق وصيت عمر بن خطاب به حكومت بصره گماشت و سپس او را بر كنار كرد و پسر دايى خود عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس را كه بيست و پنج ساله بود بر آن كار گماشت . عثمان براى ابو موسى نوشت كه من تو را به سبب ناتوانى تو يا خيانت تو از كار بر كنار نساخته‌ام و من براى تو اين حرمت را خواهم داشت كه پيامبر ( ص ) و ابو بكر و عمر تو را به حكومت گماشته‌اند و من فضل تو را مىشناسم و مىدانم كه تو از مهاجران نخستين هستى ولى خواستم رعايت پيوند خويشاوندى را با عبد الله بن عامر انجام دهم و به او دستور داده‌ام به تو سى هزار درم بپردازد . ابو موسى اشعرى مىگفته است : به خدا سوگند عثمان مرا از حكومت بصره بر كنار كرد و حال آنكه هيچ درم و دينارى نداشتم تا آنكه مقررى خانواده‌ام از مدينه به من رسيد و دوست نمىداشتم از بصره معزول شوم و درم و دينارى از اموال ايشان در دست من باشد . ابو موسى از عبد الله بن عامر چيزى نپذيرفت . عبد الله بن عامر پيش ابو موسى آمد و گفت : هيچ يك از برادرزادگانت به اندازهء من آشنا به فضيلت تو نيستند اگر در بصره بمانى در واقع تو امير شهر خواهى بود و اگر از اين شهر كوچ كنى رعايت پيوند تو خواهد شد . گفت : اى برادرزاده خداوند پاداش نيكو به تو بدهد و سپس به كوفه كوچ كرد . عبد الله بن عامر مردى شجاع و بخشنده و مواظب رعايت پيوند خويشاوندى و قوم خويش بود و ميان ايشان بسيار مهربان و دوست داشتنى بود . چه بسا كه در جنگها اگر بارى فرو مىافتاد خودش پياده مىشد و آن را بار مىكرد . ابن عامر ، عبد الرحمان بن سمرة بن حبيب بن عبد شمس را به سجستان گسيل داشت و او آن سر زمين را با صلح گشود و از جمله شرايط صلح اين بود كه به سبب فراوانى افعى در آن ديار نبايد خار پشت و راسو را كشت . عبد الرحمان بن سمرة از سجستان به داور رفت و آن را گشود . سپس خود ابن عامر در سرزمين بارز و ديگر دژهاى منطقهء فارس به جهاد پرداخت . مردم ناحيهء بيضاء كه از نواحى اصطخر است شورش كرده و بر آن شهر غلبه پيدا كرده بود . ابن عامر خود آن جا رفت و بيضاء را گشود سپس جور و انكاريان و فنسجان را كه از توابع داراب گرد است گشود . آن گاه آهنگ خراسان كرد كه به او گفته بودند يزدجرد پسر شهريار پسر خسرو همراه