تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
( 1 ) سپهسالاران ايران آن جايند و گنجينه‌هاى خسروانى را پيش او مىبرند پس از شكست مردم نهاوند آنها را به خراسان منتقل مىكنند . عبد الله بن عامر براى لشكركشى به خراسان نخست به عثمان نوشت و عثمان پاسخ داد اگر قصد اين كار را كرده‌اى انجام بده و خودت به خراسان برو . عبد الله بن عامر آماده شد و اعزام سپاهيان را به نقاط ديگر متوقف ساخت و ابو الاسود دئلى را بر بصره و نماز آن گماشت و راشد جديدى را بر خراج بصره جانشين خود ساخت و راشد از قبيلهء ازد بود و سپس حركت كرد . او از راه اصطخر رفت و از آن جا از راهى كه ميان خراسان و كرمان است عبور كرد و چون به طبسين رسيد آن را گشود . سالار مقدمهء سپاهش قيس بن هيثم بن اسماء بن نعمان باهلى و نافع بن خالد طاحى را پيشاپيش گسيل داشت و مقرر داشت كه هر كدام فرماندهء نيمى از شهر باشند . آن دو توانستند روستاهاى اطراف مرو را با جنگ و خود شهر را بدون خون ريزى و با صلح بگشايند . يزدگرد هم مدتى پيش از آن كشته شده بود . او براى شكار بيرون آمده بود و از كنار آسيابانى گذشت و آسيابان چندان تبر بر سر او زد كه مغزش پراكنده شد . اين عامر از آن جا به سوى مرو رود رفت . عبد الله بن سوّار بن همّام عبدى را آن جا فرستاد كه آن را گشود و يزيد جرشى را به نواحى زام و با خرز و جوين گسيل داشت كه همه را با جنگ و زور گشود . عبد الله بن خازم را به سرخس فرستاد كه مرزبان سرخس با او صلح كرد . ابن عامر همچنين شهرهاى ابر شهر و طوس و طخارستان و نيشابور و پوشنگ و بادغيس و ابيورد و بلخ و طالقان و فارياب را با جنگ گشود . سپس صبرة بن شيمان ازدى را به هرات فرستاد . او روستاهاى اطراف را گشود ولى به گشودن هرات دست نيافت . سپس عمران بن قصيل برجمى را به آمل فرستاد كه آن را گشود . آن گاه ابن عامر احنف بن قيس را بر خراسان گماشت و او همراه چهار هزار تن در مرو ساكن شد . ابن عامر از خراسان به قصد حج احرام بست . عثمان هم نامه‌يى به او نوشت كه ضمن آن او را سرزنش كرده بود و گفته بود چرا خود را بر بلا عرضه كرده‌اى . و چون ابن عامر پيش عثمان رسيد عثمان به او گفت : براى قوم خود كه از قريش هستند پيشكش بفرست . او همينگونه عمل كرد و براى على بن ابى طالب سه هزار درم و جامه‌يى فرستاد و چون آن را حضور على آوردند ، فرمود : خدا را شكر كه مىبينم ميراث محمد ( ص ) را كس ديگرى غير از ما مىخورد . چون اين سخن به اطلاع عثمان رسيد به ابن عامر گفت : خداوند اين انديشهء تو را زشت فرمايد آيا بايد براى على سه هزار درم بفرستى ؟ گفت : مىخواستم بسيار بيشتر بفرستم نمىدانستم عقيدهء تو چيست .