تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
( 1 ) شد . در اين كار مرتكب آزار ( قطع پيوند خويشاوندى ) شدى و بدترين خوى مهترى را نشان دادى . من به جايگاهى پناهنده شده‌ام كه در آن مقام سلامت است . پيمان تو مانند پيمانى كه ابن عمرو براى ابن مامه بست نبود . » همچنين در همين باره اين دو بيت را سروده است : « اى بنى امامه چگونه بايد من ميان شما خوار و زبون شوم و حال آنكه من پسر شمايم و همپيمان دههء اول ذى حجه شما هستم . كسى غير از شما مرا فرا خواند و پيش او رفتم و شما را براى پيشامدهاى سخت روزگار اندوختم . [ 1 ] » گويد ، اسود بن مطلب ابو احمد را دعوت كرده بود كه با او پيمان ببندد و گفته بود در قبال خون و مال يك ديگر دفاع خواهيم كرد و ابو احمد نپذيرفته و با حرب بن اميه پدر ابو سفيان پيمان بسته بود و معمولًا پيمانها را در دههء اول ذى حجه مىبستند و مانند دو نفر كه بخواهند معامله كنند به يك ديگر دست مىدادند و قرار پيمان بستن را هم پيش از ذى حجه مىنهادند .

عبد الرحمن بن رقيش

ابن رئاب بن يعمر بن صبرة بن مرّة بن كبير بن غنم بن دودان بن اسد بن خزيمه است . در جنگ احد شركت كرد . او برادر يزيد بن رقيش است كه در جنگ بدر شركت كرده است .
هامش
[ 1 ] .اقطعت عقدك بيننا * و الجاريات الى ندامه الا ذكرت ليالى العشر * التى فيها القسامة عقدى و عقدك قائم * ان لا عقوق و لا اثامه دار ابن عمك بعتها * بشرى بها عنك الغرامة اذهب بها اذهب بها * طوقتها طوق الحمامه و جريت فيه الى العقوق * و أسوإ الخلق الزعامه قد كنت اوى الى ذرى * فيه المقامه و السلامه ما كان عقدك مثل ما ع * قد ابن عمرو لابن مامه ابنى امامة كيف اخذل فيكم * و انا ابنكم و حليفكم فى العشر و لقد دعانى غيركم فاتيته * و خبأتكم لنوائب الدهر
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 91 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد