( 1 ) شد . در اين كار مرتكب آزار ( قطع پيوند خويشاوندى ) شدى و بدترين خوى مهترى را نشان دادى . من به جايگاهى پناهنده شدهام كه در آن مقام سلامت است . پيمان تو مانند پيمانى كه ابن عمرو براى ابن مامه بست نبود . » همچنين در همين باره اين دو بيت را سروده است :
« اى بنى امامه چگونه بايد من ميان شما خوار و زبون شوم و حال آنكه من پسر شمايم و همپيمان دههء اول ذى حجه شما هستم . كسى غير از شما مرا فرا خواند و پيش او رفتم و شما را براى پيشامدهاى سخت روزگار اندوختم . [ 1 ] »
گويد ، اسود بن مطلب ابو احمد را دعوت كرده بود كه با او پيمان ببندد و گفته بود در قبال خون و مال يك ديگر دفاع خواهيم كرد و ابو احمد نپذيرفته و با حرب بن اميه پدر ابو سفيان پيمان بسته بود و معمولًا پيمانها را در دههء اول ذى حجه مىبستند و مانند دو نفر كه بخواهند معامله كنند به يك ديگر دست مىدادند و قرار پيمان بستن را هم پيش از ذى حجه مىنهادند .
عبد الرحمن بن رقيش
ابن رئاب بن يعمر بن صبرة بن مرّة بن كبير بن غنم بن دودان بن اسد بن خزيمه است . در جنگ احد شركت كرد . او برادر يزيد بن رقيش است كه در جنگ بدر شركت كرده است .
هامش
[ 1 ] .اقطعت عقدك بيننا * و الجاريات الى ندامه
الا ذكرت ليالى العشر * التى فيها القسامة
عقدى و عقدك قائم * ان لا عقوق و لا اثامه
دار ابن عمك بعتها * بشرى بها عنك الغرامة
اذهب بها اذهب بها * طوقتها طوق الحمامه
و جريت فيه الى العقوق * و أسوإ الخلق الزعامه
قد كنت اوى الى ذرى * فيه المقامه و السلامه
ما كان عقدك مثل ما ع * قد ابن عمرو لابن مامه
ابنى امامة كيف اخذل فيكم * و انا ابنكم و حليفكم فى العشر
و لقد دعانى غيركم فاتيته * و خبأتكم لنوائب الدهر