( 1 ) احمد بن عبد الله بن يونس از اسرائيل ، از ابو اسحاق و همچنين از كس ديگرى غير از ابو اسحاق نقل مىكند كه * سلمان همواره به خود مىگفت : « بمير [ 1 ] » .
ابو معاويه ضرير از اعمش ، از ابو سفيان ، از مشايخ او نقل مىكند كه مىگفتهاند * سعد بن ابى وقاص به عيادت سلمان رفت و سلمان گريست . سعد به او گفت : اى ابا عبد الله چه چيز تو را به گريه واداشته است ؟ رسول خدا رحلت فرمودند و از تو خشنود بودند و تو پس از مرگ ياران خود را ملاقات مىكنى و كنار كوثر به حضور آن حضرت خواهى رسيد .
سلمان گفت : به خدا سوگند از بيم مرگ يا از حرص به زنده ماندن گريه نمىكنم ، ولى رسول خدا ( ص ) با ما عهد فرمود كه بايد زاد و توشه شما در جهان همچون زاد و توشه مسافر ( بسيار مختصر ) باشد و حال آنكه بر اطراف من اين چيزهاى سياه وجود دارد و بر گرد او ديگ كوچكى و آفتابهاى و پيالهاى بود . سعد بن ابى وقاص به او گفت : ما را نصيحتى فرماى كه پس از تو به آن عمل كنيم . گفت : اى سعد هر گاه مىخواهى هر تصميمى بگيرى و هر گاه مىخواهى حكمى صادر كنى و هر گاه مىخواهى چيزى قسمت كنى خداوند را فرا ياد خويش آر .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند * سعد بن مسعود و سعد بن مالك براى عيادت به حضور سلمان رفتند . سلمان گريست .
گفتند : اى ابو عبد الله چه چيز تو را به گريه واداشته است ؟ گفت : سفارشى كه پيامبر ( ص ) به ما فرمود و هيچ يك از ما آن را رعايت نكرد ، پيامبر فرمود : بايد زاد و توشه و خواستهء هر يك از شما از دنيا چون زاد و توشه مسافر باشد .
همين راوى از حماد بن سلمه ، از جبلة بن عطيه ، از رجاء بن حيوة نقل مىكند * ياران سلمان به او گفتند : ما را نصيحتى كن . فرمود : هر كدام از شما كه مىتوانيد در حال حجّ يا عمره يا جنگ در راه خدا بميريد يا هنگام خواندن و نقل قرآن جان ببازيد چنان كنيد و نبايد هيچ يك از شما در حال خيانت و تبهكارى بميرد .
حفص بن عمر حوضى از يزيد بن ابراهيم ، از حسن بصرى ، و عمرو بن عاصم ، از ابو الأشهب ، از حسن بصرى نقل مىكنند * چون سلمان محتضر و مرگش نزديك شد ، گريست . به او گفته شد : چه چيزى تو را به گريه واداشته است ؟ گفت : هر آينه به خدا سوگند از
هامش
[ ] نديدم ، احتمالًا ساخته و پرداختهء تعصبهاى قومى است - م .
[ 1 ] . در متن عربى همين كلمه « بمير » آمده است و ابن سعد توضيح داده است كه معنى آن چيست - م .