تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
( 1 ) به استقبال سلمان برويم . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از اسماعيل بن سميع ، از عمار دهنى ، از سالم بن ابى الجعد نقل مىكند * عمر مقررى ساليانهء سلمان را شش هزار درم تعيين كرده بود . همين راوى با همين سلسله اسناد از مالك بن عمير نقل مىكند كه مىگفته است * مقررى سلمان چهار هزار درم بوده است . فضل بن دكين و عبد الله بن جعفر رقى هم از مسلم بطين نقل مىكنند * مقررى سلمان چهار هزار درم بوده است . عبد الله بن جعفر رقى از ابو المليح ، از ميمون نقل مىكند كه مىگفته است * مقررى سلمان چهار هزار درم و مقررى عبد الله بن عمر سه هزار و پانصد درم بوده است . گويد من گفتم : اهميت اين مرد ايرانى چيست كه چهار هزار درم بگيرد و حال آنكه پسر امير مؤمنان سه هزار و پانصد درم مىگيرد ؟ گفتند : سلمان در جنگهايى در التزام پيامبر بوده كه عبد الله بن عمر در آن شركت نداشته است . اسماعيل بن عبد الله بن زرارة جرمى از جعفر بن سليمان ، از هشام بن حسان ، از حسن بصرى نقل مىكند كه مىگفته است * مقررى سلمان پنج هزار درم بود در حالى كه بر سىهزار تن فرماندهى داشت در عباى كهنه‌اى براى مردم خطبه مىخواند كه نيمى از آن را زير خود مىگسترد و نيمى از آن را بر خود مىانداخت و هر گاه مقررى او را مىدادند انفاق مىكرد و از دستمزد كار خود زندگى مىكرد . فضل بن دكين از يزيد بن مردانبه ، از خليفة بن سعيد مرادى ، از عمويش نقل مىكند كه مىگفته است * سلمان فارسى را در مداين ديدم كه در يكى از خيابانها در حالى كه پشته‌اى نى بر دوش دارد حركت مىكند . پشته سنگين بود و سلمان را به زحمت انداخته بود و از صاحب بار عقب ماند . صاحب بار بازوى او را گرفت و حركت داد و گفت : نميرى تا فرماندارى و امارت جوانان را درك كنى . مسلم بن ابراهيم از سلام بن مسكين ، از ثابت نقل مىكرد * سلمان به هنگام فرماندارى مداين در حالى كه شلوارك كوتاهى و عبايى پوشيده بود پيش مردم مىآمد و چون مردم او را مىديدند مىگفتند « گرگ آمد گرگ آمد . [ 1 ] » و سلمان مىپرسيد چه
هامش
[ 1 ] . « گرگ آمد گرگ آمد » به همين صورت در متن عربى آمده است و سلمان كه خود ايرانى بوده است معنى آن را به صورت استفهام انكارى پرسيده است ؟ ضمناً كلمهء « اندرورد » فارسى و به معنى شلوارك است و در متن عربى آمده