تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
( 1 ) شكسته است و كار بر ما سخت و دشوار شده است يا بايد از آن نقطه بگذريم و دور بزنيم و فاصلهء اندكى خواهد بود يا آنكه خودتان دستورى صادر فرماييد . و ما دوست نداريم خندق از خط سير و نقشه‌اى كه شما داده‌ايد تغيير كند . پيامبر فرمودند : كلنگ خودت را به من بده و كلنگ سلمان را گرفتند و پيش ما آمدند . ما بر لبهء خندق ايستاده بوديم . پيامبر ( ص ) براى كندن سنگ وارد خندق شدند و ضربتى به سنگ زدند كه شكاف برداشت و برقى زد كه ميان دو كرانهء مدينه را روشن كرد و پيامبر ( ص ) تكبير گفتند و ما هم تكبير گفتيم . سپس ضربهء دوم را زدند و برقى از آن سنگ بيرون جست كه همچون چراغى كه در خانهء تاريكى روشن كنند ميان دو كرانهء مدينه را روشن كرد ، و رسول خدا ( ص ) تكبير گفت و ما هم تكبير گفتيم . سپس ضربهء سوم را زد و همچنان برقى از آن جست و تكبير گفت و ما هم تكبير گفتيم . و پيامبر ( ص ) از خندق بالا آمدند و چون رسول خدا نزديك سلمان رسيدند ، سلمان گفت : اى رسول خدا چيزى ديدم كه هرگز نظير آن را نديده‌ام . پيامبر ( ص ) به مردم توجه فرمودند و پرسيدند آيا شما هم چيزى ديديد ؟ گفتند : آرى پدر و مادرمان فداى تو باد . ديديم كه شما ضربه مىزديد و برقى همچون موج بيرون مىجهد و شما تكبير مىگوييد و ما هم تكبير گفتيم ، پرتو و نور ديگرى نديديم . فرمود : راست مىگوييد ضربهء نخست را كه زدم برقى جهيد كه ديديد و در اثر آن برق كاخهاى حيره و مدائن خسرو براى من همچون دندانهاى سگ آشكارا شد و جبريل به من خبر داد كه امت من بر آنها چيره خواهد شد . آن گاه ضربهء دوم را زدم و برقى جست كه آن را ديديد و در اثر آن كاخهاى سرخ سرزمين روم همچون دندانهاى سگ براى من آشكارا شد و جبريل به من خبر داد كه امت من بر آنها دست خواهد يافت . سپس ضربهء سوم را از دم و برقى جست كه آن را ديديد و در اثر آن كاخهاى صنعاء همچون دندانهاى سگ براى من آشكار شد و جبريل به من خبر داد كه امت من بر آنها دست خواهد يافت و مژده باد بر شما كه پيروزى خواهد بود ، مژده باد . و اين سخن خود را سه بار تكرار فرمودند و مسلمانان شاد شدند و گفتند : وعده‌اى است كه راستگوى نيكوكار مىدهد وعدهء پيروزى و گشايش پس از محاصرهء . و چون لشكرهاى احزاب را ديدند چنين گفتند كه خداوند از قول ايشان فرموده است : « و چون مؤمنان احزاب را ديدند ، گفتند اين همان چيزى است كه خدا و رسولش به ما وعده داده‌اند و نيفزود ايشان را مگر ايمان و تسليم ، از مؤمنان مردانى هستند كه آنچه را با خداوند پيمان بسته بودند به
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 72 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد