( 1 ) كثير بن هشام از جعفر بن برقان نقل مىكند كه مىگفته است از يزيد بن اصم شنيدم كه مىگفت * ميمونه خويشاوندى داشت و متوجه شد كه لنگ او پايينتر از ناف و شكمش بسته شده است ، ميمونه او را سخت سرزنش كرد . آن مرد گفت : من اسامة بن زيد را ديدم كه شكمش از لنگ او بيرون افتاده بود . ميمونه گفت : دروغ مىگويى البته اسامة شكمش چاق و بزرگ بود و ممكن است گاهى لنگ او پايينتر از شكمش افتاده باشد [ توصيه شديد شده است كه ازار و لنگ مرد از زير سينه او باشد تا ساق پايش ] .
عبد الوهاب بن عطاء عجلى از هشام دستوايى ، از يحيى بن ابى كثير ، از عمر بن حكم بن ثوبان ، از قول بردهاى از بردگان قدامة بن مظعون نقل مىكند يكى از بردگان اسامة بن زيد برايش نقل كرده است كه * اسامه مزرعهاى در وادى القرى داشت و گاه سوار مىشد و آن جا مىرفت و روزهاى دوشنبه و پنجشنبه روزه مىگرفت . به او گفتم : با آنكه پير و سالخورده شدهاى باز هم در سفر روزه مىگيرى ؟ گفت : پيامبر ( ص ) را ديدم كه روزهاى دوشنبه و پنجشنبه روزه مىگرفتند و مىفرمودند : اعمال روزهاى دوشنبه و پنجشنبه عرضه مىشود .
على بن عبد الله بن جعفر از سفيان بن عيينة ، از عمر ، از قول ابو جعفر محمد بن على [ يعنى حضرت باقر عليه السّلام ] نقل مىكند كه مىفرمودهاند حرملة آزاد كردهء اسامه نقل مىكرد كه * اسامه مرا به حضور على ( ع ) فرستاد و گفت : به ايشان سلام برسان و بگو اسامه مىگويد اگر شما در كام شير برويد دوست مىدارم همراه شما باشم ، ولى اين كارى كه مىخواهيد انجام دهيد اعتقادى به آن ندارم . حرمله گويد : به حضور على رفتم و چيزى به من عنايت نكرد و بعد كه پيش حسن و عبد الله بن جعفر رفتم از بخشش خود ناقهء مرا گرانبار كردند . [ 1 ]
هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * اسامة بن زيد با هند دختر فاكه بن مغيرة بن عبد الله بن عمرو بن مخزوم و درّه دختر عدى بن قيس بن حذافة بن سعد بن سهم ازدواج كرد كه براى او محمد و هند را زاييد . همچنين با فاطمه دختر قيس و خواهر ضحاك بن قيس فهرى ازدواج كرد كه براى او جبير و زيد و عايشه را زاييد ، و هم با
هامش
[ 1 ] . با آنكه بنا نيست بىمهريها مورد بررسى قرار گيرد ، ولى ملاحظه مىكنيد كه امثال اسامه دستور رسول خدا را براى حركت آن گونه انجام مىدهد و نسبت به يارى دادن على ( ع ) آن هم در مقابل طلحه و زبير يا معاويه اين گونه پيام مىدهد - م .