تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
( 1 ) * پيامبر ( ص ) اسامه را به فرماندهى منصوب فرمودند و به او دستور دادند كه به ابنى در ساحل دريا حمله كند . هشام مىگويد : هر گاه پيامبر ( ص ) كسى را فرماندهى مىدادند به او اعلام مىفرمودند و مردم را همراه او گسيل مىداشتند . گويد ، سران و گزيدگان مردم از جمله عمر همراه اسامه بيرون رفتند ، و مردم دربارهء فرماندهى اسامه اعتراض كردند . پيامبر ( ص ) سخنرانى كردند و فرمودند : مردم دربارهء فرماندهى دادن به اسامه اعتراض كرده‌اند همان گونه كه در مورد پدرش اعتراض كردند ، و هر آينه او شايسته براى فرماندهى است و محبوب‌ترين مردم پس از پدرش در نظر من است ، و اميدوارم از نيكان شما باشد دربارهء او خير انديشى كنيد . گويد ، پيامبر ( ص ) بيمار شدند و همواره مىفرمودند لشكر اسامه را حركت دهيد ، لشكر اسامه را روانه كنيد . گويد ، اسامه حركت كرد تا به منطقهء جرف [ 1 ] رسيد . همسرش فاطمه دختر قيس به او پيام داد شتاب مكن كه حال پيامبر ( ص ) وخيم شده است و او از جاى خود حركت نكرد [ 2 ] ، تا آنكه پيامبر ( ص ) رحلت فرمودند و او پيش ابو بكر آمد و گفت : هنگامى كه پيامبر ( ص ) مرا روانه فرمودند وضع ديگرى بود ، اكنون مىترسم كه اعراب مرتد شوند و اگر ايشان از دين برگردند بايد نخست با ايشان جنگ كرد و اگر مرتد نشوند من خواهم رفت كه سران و گزيدگان مسلمانان با من هستند . گويد ، ابو بكر خطبه خواند و ستايش و نيايش خدا را به جا آورد و گفت : به خدا سوگند اگر پرندگان شكارى مرا در ربايند بهتر از اين است كه پيش از اجراى فرمان رسول خدا به كار ديگرى اقدام كنم . و ابو بكر ، اسامه را به آبل [ 3 ] گسيل داشت و از اسامه اجازه گرفت كه عمر را اجازه دهد پيش ابو بكر بمانند و او اجازه داد . گويد ، ابو بكر به اسامه دستور داد در جنگ دست و پا و كمر دشمن را ببرد و قطع كند تا دشمنان را بترساند . اسامه رفت و بر آنان حمله كرد و گروه بسيارى را زخمى كرد و آنان را سخت به بيم انداخت و به سلامت و در حالى كه غنيمت به دست آورده بودند بازگشتند . گويد ، عمر مىگفت : به حضور هيچ كس غير از اسامه به عنوان امارت نرفته‌ام و اين به آن جهت بود كه به هنگام رحلت رسول خدا ( ص ) اسامه امير بود . گويد ، چون اسامه و
هامش
[ 1 ] . جرف ، نام جايى در سه ميلى مدينه به سوى شام است . عمر بن خطاب آنجا مزارعى داشته است . ر ك : ياقوت ، معجم البلدان ، ج 3 ، ص 87 - م . [ 2 ] . خوانندگان عزيز ملاحظه مىفرمايند ، لشكرى كه پيامبر مكرر دستور به اعزام آن مىدهند با پيام همسر اسامه كه لابد سوگلى او هم بوده است ، بايد متوقف شود و فرمان آن حضرت اجرا نشود « تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل » - م . [ 3 ] . آبل ، نام چهار منطقه و در اين جا مقصود جايى در اردن است . ياقوت ، معجم ، ج 1 ، ص 52 - م .