تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
( 1 ) حديبيه و خيبر شركت كرد . در جنگ موته يكى از اميران سپاه بود و شهيد شد . شرح حالش را قبلًا ضمن بيان افرادى كه از خاندان بلحارث در بدر شركت كرده‌اند ، آورديم .

از خاندان ساعدة بن كعب بن خزرج ، دو مرد

سعد بن عبادة

ابن دليم بن حارثة بن ابى حزيمة بن ثعلبة بن طريف بن خزرج بن ساعدة . كنيه‌اش ابو ثابت و مادرش عمرة دختر مسعود بن قيس بن عمرو بن زيد مناة بن عدى بن عمرو بن مالك بن نجار بن خزرج است ، نام ديگر مادرش ثالثة است . سعد بن عباده پسر خالهء سعد بن زيد اشهلى است كه او هم از شركت كنندگان در بدر است . فرزندان سعد بن عباده عبارت‌اند از : سعيد و محمد و عبد الرحمن كه مادرشان غزيّة دختر سعد بن خليفة بن اشرف بن ابى حزيمة بن ثعلبة بن طريف بن خزرج بن ساعده است و قيس و امامة و سدوس كه مادرشان فكيهة دختر عبيد بن دليم بن حارث بن ابى حزيمه است . سعد بن عباده در دورهء جاهلى خط عربى مىنوشت و نگارش ميان اعراب اندك بود . او شنا و تيراندازى را بسيار نيكو مىدانست و چنين كسى را « كامل » مىگفتند . سعد بن عباده و گروهى از نياكان او در دورهء جاهلى بر فراز برجهاى منطقهء خود ندا مىدادند كه هر كس گوشت و چربى مىخواهد به كوشكهاى ديلم بن حارثه بيايد . ابو اسامة حماد بن اسامة از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * من خودم سعد بن عباده را ديدم كه بر فراز كوشك خويش ندا مىداد كه هر كس گوشت و چربى مىخواهد ، به خانهء سعد بن عباده بيايد . پس از او هم پسرش را ديدم كه چون پدر فرا مىخواند . گويد جوان بودم و در راه مدينه مىرفتم عبد الله بن عمر را ديدم كه به محل زمين خود در منطقهء بالاى مدينه مىرفت ، به من گفت : اى جوان بيا ببين آيا بر فراز كوشك سعد بن عبادة كسى ندا مىدهد ؟ نگريستم گفتم : نه . گفت : راست مىگويى . ابو اسامه با همين اسناد نقل مىكند * سعد بن عباده چنين دعا مىكرده است : پروردگارا به من ستايش و بزرگوارى عنايت فرماى . بزرگى جز به كارهاى خوب نيست و كارها صورت نمىگيرد مگر به مال . پروردگارا چيز اندك مرا اصلاح نمىكند و من هم بر