( 1 ) واقدى از معاذ بن محمد ، از يحيى بن عبد الله بن عبد الرحمن بن سعد بن زراره نقل مىكند كه مىگفته است از ام سعد دختر سعد بن ربيع كه مادر خارجة بن زيد بن ثابت است ، شنيدم مىگفت نوّار مادر زيد بن ثابت برايم نقل كرد كه * پيش از آمدن پيامبر ( ص ) به مدينه خودش اسعد بن زراره را ديده است كه با مردم نمازهاى پنجگانه را مىگزارده است و روزهاى جمعه هم در مسجدى كه آن را در زمين سهل و سهيل پسران رافع بن ابى عمرو بن عائذ بن ثعلبة بن غنم بن مالك بن نجّار ساخته بوده است ، نماز جمعه مىگزارده است . همو مىگفته است كه اكنون هم مىبينم پيامبر ( ص ) در آن زمين مسجد خود را ساخته است و نماز مىگزارد . واقدى مىگويد : مصعب بن عمير عهدهدار پيشنمازى بوده و با آنان نماز مىگزارده است و روزهاى جمعه هم به فرمان پيامبر ( ص ) با ايشان نماز جمعه مىگزارده است و چون به مكه آمد كه همراه پيامبر هجرت كند ، اسعد بن زراره عهدهدار آن كار شد . [ 1 ]
اسعد بن زراره و عمارة بن حزم و عوف بن عمراء همين كه مسلمان شدند ، بتهاى بنى نجار را شكستند .
عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از منصور ، از محمد بن عبد الرحمن بن سعد بن زراره [ 2 ] نقل مىكند كه مىگفته است * اسعد بن زراره گرفتار بيمارى گلو ذبحه [ 3 ] شد ، پيامبر ( ص ) به خانهاش آمدند و فرمودند : خود را داغ كن كه من در مورد تو خودم را سرزنش نمىكنم .
فضل بن دكين از زهير ، از ابى الزبير ، از عمرو بن شعيب ، از يكى از ياران پيامبر ( ص ) نقل مىكند * پيامبر ( ص ) اسعد بن زراره را براى بيمارى گلويش دوباره با حلقهاى داغ فرمودند و گفتند : من دربارهء او كوتاهى نخواهم كرد و براى خود در اين مورد عذرى باقى نمىگذارم .
واقدى از ربيعة بن عثمان ، از ابى الزبير ، از جابر نقل مىكند كه مىگفته است * اسعد بن زراره گرفتارى بيمارى گلو بود و پيامبر ( ص ) او را داغ فرمودند .
فضل بن دكين هم از سفيان ، از ابى الزبير ، از جابر نقل مىكند * پيامبر ( ص ) دو بار
هامش
[ 1 ] . مصعب بن عمير دربارهء برپا داشتن نماز جمعه براى پيامبر ( ص ) نامهاى نوشت و حضرت در پاسخ دستور به اقامهء نماز جمعه دادند . ر ك : دكتر محمد حميد الله . مجموعة الوثائق ، ص 11 و ترجمهء آن به قلم اين بنده - م .
[ 2 ] . اين محمد نوه برادر اسعد بن زراره است - م .
[ 3 ] . ذبحه نام نوعى بيمارى در عربى است كه از بيماريهاى گلو و هم از بيماريهاى قلب است ، ر ك : فريد و جدى ، دائرة المعارف ، ج 4 ، ص 121 - م .