( 1 ) آن اصلاح نمىشوم . واقدى مىگويد : سعد بن عبادة و منذر بن عمرو و ابو دجانه هنگامى كه مسلمان شدند بتهاى بنى ساعده را مىشكستند . سعد در بيعت عقبه همراه هفتاد تن انصار بوده است و در اين مورد همگان متفقاند . سعد بن عباده يكى از نقيبان دوازدهگانهء انصار است .
مردى بزرگوار و سخت بخشنده بوده است و در جنگ بدر شركت نداشته است . او براى بيرون آمدن با رسول خدا ( ص ) آماده مىشد و به خانههاى انصار مراجعه و آنان را براى حركت تشويق مىكرد ، ولى پيش از حركت او را مار گزيد و ناچار از توقف در مدينه شد .
پيامبر ( ص ) مىفرمودند : هر چند سعد نتوانست در جنگ بدر حضور داشته باشد ، ولى براى شركت در آن سخت حريص بود . برخى هم روايت كردهاند كه پيامبر ( ص ) سهم سعد بن عباده را از غنايم بدر دادند ، ولى اين موضوع نه مورد اجماع است و نه ثابت شده است ، و هيچ كس از نويسندگان مغازى ضمن ذكر نام شركت كنندگان در بدر در اين باره چيزى ننوشتهاند . سعد بن عبادة در احد و خندق و تمام جنگهاى ديگر همراه پيامبر ( ص ) بوده است ، و هنگامى كه پيامبر به مدينه آمدند ، همه روز سعد بن عباده ديگى پر از تريد گوشت يا شير يا سركه و روغن زيتون يا روغن حيوانى و غالباً تريد گوشت به حضور ايشان مىفرستاد . معمولًا ديگ غذاى سعد بن عباده را به خانهء همسران آن حضرت مىبردند .
مادر سعد بن عباده ، عمره دختر مسعود از بانوان مسلمان و بيعت كننده است و آن بانو در مدينه در ماه ربيع الاول سال پنجم درگذشت و پيامبر ( ص ) در آن هنگام در جنگ دومة الجندل بودند و سعد بن عباده هم همراه ايشان بود و چون پيامبر به مدينه آمدند كنار گور مادرش حاضر شدند و نماز گزاردند .
محمد بن عبد الله انصارى از سعيد بن ابى عروبة ، از قتادة ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند * چون مادر سعد بن عباده درگذشت ، پيامبر در مدينه نبودند . سعد پس از آمدن رسول خدا به ايشان گفت مادرم درگذشت و دوست مىدارم كه شما بر او نماز بگزاريد . با آنكه يك ماه از مرگ او گذشته بود پيامبر ( ص ) بر گور او نماز گزاردند .
روح بن عبادة از محمد بن ابى حفصة ، از ابن شهاب ، از عبيد الله بن عبد الله بن عتبة ، از ابن عباس نقل مىكند * سعد بن عباده از پيامبر ( ص ) در مورد نذرى كه مادرش داشته و پيش از انجام دادن آن درگذشته است ، استفتاء كرد . پيامبر فرمودند : تو از جانب او آن را انجام بده .
روح بن عبادة از ابن جريج ، از يعلى ، از عكرمه آزاد كردهء ابن عباس نقل مىكند كه
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 520
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٥٢٠