تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
( 1 ) بستانكارانش را پرداخت كرد و گفت : شنيدم پيامبر ( ص ) مىفرمود شايد خداوند متعال براى تو جبران فرمايد . عبيد الله بن موسى از موسى بن عبيده ، از ايوب بن خالد ، از عبد الله بن رافع نقل مىكند * چون ابو عبيدة جراح در طاعون عمواس درگذشت ، معاذ بن جبل را به جانشينى خود گماشت و گرفتارى و درد مردم سخت شد و به معاذ گفتند : خداى را بخوان و دعا كن تا اين پليدى و گرفتارى را از ميان بردارد . گفت : اين گرفتارى و پليدى نيست ، بلكه دعاى پيامبرتان است و نيكوكارانى كه پيش از شما با اين طاعون مرده‌اند شهادتى بوده است كه خداوند متعال هر كه را بخواهد به آن مخصوص مىفرمايد . اى مردم چهار چيز است كه هر كس بتواند خود را از آن حفظ كند عذاب الهى او را فرانخواهد گرفت . پرسيدند چيست ؟ گفت : زمانى خواهد رسيد كه در آن باطل آشكار مىشود ، آن چنان كه آدمى صبح دينى دارد و شام دين ديگرى ، و آدمى مىگويد به خدا نمىدانم بر چه آيينى هستم ، و نه با بصيرت زندگى مىكند و نه با بصيرت مىميرد . و به مردم مال خدا را مىدهند كه سخنى بگويد كه دروغ است و خداوند را به خشم مىآورد . معاذ سپس گفت : پروردگارا از رحمت خود به خانوادهء معاذ بيشترين بهره را عنايت فرماى . دو پسرش گرفتار طاعون شدند ، به آنان گفت : خويشتن را چگونه مىيابيد ؟ گفتند : اى پدر ، حق از پروردگار توست و از شك كنندگان مباش . گفت : مرا هم به خواست خداوند از صابران و شكيبايان خواهيد ديد . سپس دو زن او گرفتار طاعون شدند و درگذشتند . آن گاه معاذ در انگشت ابهام خود گرفتار طاعون شد [ 1 ] آن را با دهان خويش مىدميد و در دهان خود مىنهاد و مىگفت : پروردگارا اين چيز اندك و كوچكى است ، در آن بركت بده كه تو چيز اندك را بركت مىدهى و معاذ درگذشت . عبيد الله بن موسى از شيبان ، از اعمش ، از شهر بن حوشب ، از حارث بن عميره زبيدى [ 2 ] نقل مىكند كه مىگفته است * به هنگام مرگ معاذ بن جبل بر بالين او نشسته بودم ، گاه بيهوش مىشد و گاه به هوش مىآمد و شنيدم چون به هوش مىآمد مىگفت : پروردگارا
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع بيشتر از چگونگى و علايم بالينى طاعون كه انواع مختلف دارد ، در منابع قديمى اسلامى ، ر ك : ابن سينا ، قانون ، ج 3 ، ص 121 ، چاپ بولاق ، و هداية المتعلمين اخوينى ، چاپ دكتر جلال متينى ، ص 617 - م . [ 2 ] . از راويان و رجال حديث در قرن اول هجرى ، بخارى مىگويد : نام صحيح او يزيد بن عميره زبيدى است و حارث اشتباه است . براى اطلاع ، ر ك : ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 1 ، ص 440 ، ذيل شمارهء 1639 - م .