تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
( 1 ) خفه‌ام ساز . خفه و سوگند به عزت تو كه تو را دوست مىدارم . فضل بن دكين مىگويد موسى بن قيس خضرمى ، از سلمة بن كهيل نقل مىكند * معاذ در گلوى خود گرفتار طاعون شد و مىگفت : پروردگارا مرا خفه مىسازى و همانا آگاهى كه تو را دوست مىدارم . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس مدنى از ابراهيم بن ابى حبيبة ، از داود بن حصين نقل مىكند كه مىگفته است * شنيده‌ام در سال طاعون عمواس چون گرفتارى سخت شد ياران معاذ گفتند : اين رنج و شكنجه است ، معاذ گفت : آيا اين رحمت الهى را كه خداوند به وسيلهء آن بر بندگان خود رحمت مىآورد ، همچون عذاب و شكنجه‌اى مىدانيد كه قومى را كه بر ايشان خشم فرموده است گرفتار آن ساخته است ؟ همانا اين رحمتى است و شهادتى است كه خداوند شما را مخصوص به آن فرموده است . پروردگارا از اين رحمت خود بر معاذ و خانواده‌اش نصيب فرماى . و هر كس از شما مىتواند بميرد ، پيش از آنكه فتنه‌ها صورت گيرد و به زودى صورت خواهد گرفت . بايد مرد پيش از آنكه آدمى پس از مسلمانى مجبور به كفر شود يا آنكه كسى را بدون آنكه كشتن او روا باشد بكشد ، يا آنكه ستمگران را يارى دهد يا كارش به آنجا برسد كه بگويد چه بميرم و چه زنده باشم نمىدانم كه بر حقم يا باطل . كثير بن هشام از جعفر بن برقان ، از حبيب بن ابى مرزوق ، از عطاء بن ابى رباح ، از ابو مسلم خولانى [ 1 ] نقل مىكند كه مىگفته است * وارد مسجد شهر حمص [ 2 ] شدم و ديدم حدود سى تن مرد كامل از ياران پيامبر نشسته‌اند و ميان ايشان جوانى سيه چشم كه داراى دندانهاى درخشان بود ساكت نشسته بود و سخنى نمىگفت و چون آن گروه در چيزى شك مىكردند به او روى مىآوردند و از مىپرسيدند . به يكى از همنشينهاى خود گفتم : اين كيست ؟ گفت : معاذ بن جبل است . واقدى از ايوب بن نعمان ، از پدرش از قول خويشاوندان او ، و اسحاق بن خارجة بن
هامش
[ 1 ] . عبد الله بن ثوب ، كه به كنيهء خود ابو مسلم خولانى مشهور است از فقهاى قرن اول هجرت و درگذشته سال 62 هجرى است . او پيش از رحلت حضرت رسول مسلمان شده ولى درك محضر آن حضرت را نكرده است ، ر ك : زركلى ، الاعلام ، ج 4 ، ص 203 - م . [ 2 ] . از شهرهاى آباد سوريه كه ميان دمشق و حلب است . هم اكنون هم شهر سوم سوريه و داراى 280 / 292 تن جمعيت است ، به نقل از گيتاشناسى كشورها - م .