تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
( 1 ) خدا شدن ، اعدام و گردن زدن خواهد بود . [ 1 ] گفتند : تسليم فرمان سعد بن معاذ خواهيم شد . پيامبر ( ص ) پذيرفت و فرمود : تسليم حكم سعد شوند و چنان كردند . رسول خدا ( ص ) كسى را فرستاد تا سعد را بياورند و او را در حالى كه سوار بر خرى بود كه بر آن جلى انباشته از ليف خرما انداخته بودند آوردند ، قوم سعد او را احاطه كرده و مىگفتند : اى ابا عمرو مواظب باش ايشان دوستان و همپيمانان تو هستند و خود مىدانى كه مردمى يارى دهنده‌اند كه درمانده شده‌اند و كارى از ايشان ساخته نيست . همين كه سعد نزديك خانه‌هاى ايشان رسيد به قوم خود نگريست و گفت : وقت آن رسيده است كه در راه خدا از سرزنش سرزنش كنندگان بيمى نداشته باشم . ابن سعد مىگويد ، همين كه رسول خدا ( ص ) او را از دور ديدند فرمودند : برخيزيد و سرور خود را پياده كنيد و فرود آوريدش . عمر گفت : سرور ما خداست . [ 2 ] فرمود : فرود آوريدش ، و چون او را فرود آوردند به او فرمود : دربارهء ايشان حكم كن . گفت : فرمان مىدهم كه جنگجويان ايشان كشته و زنان و كودكانشان اسير و اموال ايشان تقسيم شود . پيامبر فرمود : به درستى حكم خدا و رسولش را در مورد ايشان صادر كردى . عايشه گويد ، آن گاه سعد بن معاذ دعا كرد و گفت : پروردگارا اگر از جنگ قريش با رسول خدا چيزى باقى مانده است مرا براى آن باقى بدار و اگر جنگ ميان ايشان و پيامبرت را پايان بخشيده‌اى جانم بستان و مرا پيش خود بر . گويد : محل زخم او با آنكه خوب شده و فقط نشانى از آن باقى مانده بود ناگاه سرگشود و او را به خيمه‌اش برگرداندند . رسول خدا ( ص ) و ابو بكر و عمر پيش او رفتند . عايشه مىگويد : سوگند به كسى كه جان محمد ( ص ) در دست اوست من گريهء ابو بكر را از گريهء عمر تشخيص مىدهم ، در حالى كه در حجرهء خود هستم و آنان همانطور كه خداوند فرموده است ميان خود مهربان بودند . گويد ، به عايشه گفتم : رسول خدا ( ص ) چه مىكرد ؟ گفت : از چشم ايشان اشك جارى نمىشد ولى هر گاه اندوهگين مىشد ريش خود را در دست مىگرفت . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] . براى اطلاع بيشتر . ر ك : ترجمهء ، مغازى ، ج 2 ، 400 - 375 - م . [ 2 ] . ملاحظه مىكنيد كه چگونه عمر نمىتوانسته است عنايت حضرت ختمى مرتبت را نسبت به مردى چون سعد بن معاذ تحمل كند . آيا كسى كه واقعا مؤمن باشد به خود اجازه چنين اعتراضى به مقام مقدس نبوى مىدهد ؟ ! - م . [ 3 ] . براى اطلاع از رقت قلب پاك رسول خدا و گريهء آن حضرت ر ك : طبقات ، ج 2 ، ص 86 كه مىفرمود : دل اندوهگين و چشم گريان است ولى سخنى كه ناسپاسى باشد نمىگويم - م .