تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
( 1 ) مسلمان شدند . سعد بن معاذ ، مصعب بن عمير و ابو امامه اسعد بن زراره [ 1 ] را به خانهء خود منتقل ساخت ، و آن دو در خانهء سعد مردم را به اسلام دعوت مىكردند . اسعد بن زراره و سعد بن معاذ پسر خالهء يك ديگرند ، و سعد بن معاذ و اسيد بن حضير بتهاى خاندان بنى اشهل را درم مىشكستند . واقدى از عبد الله بن جعفر ، از سعد بن ابراهيم و از ابن ابى عون نقل مىكند كه هر دو مىگفته‌اند * رسول خدا ( ص ) ميان سعد بن معاذ و سعد بن ابى وقاص پيمان برادرى بست ، ولى ابن اسحاق مىگويد ، پيامبر ( ص ) ميان سعد و ابو عبيدة بن جراح پيمان برادرى بست و خداوند داناتر است كه كدام يك بوده است . واقدى از محمد بن قدامه ، از عمر بن حصين نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ بدر پرچم قبيلهء اوس در دست سعد بن معاذ بوده است ، و سعد همراه پيامبر ( ص ) در جنگ احد شركت كرد و هنگامى كه مردم گريختند پايدارى كرد . همچنين در جنگ خندق شركت كرد . فضل بن دكين از اسماعيل بن مسلم عبدى ، از قول ابو متوكل [ 2 ] نقل مىكند * پيامبر ( ص ) از تب سخن گفت و فرمود : هر كس گرفتار تب باشد همان بهرهء او از آتش جهنم خواهد بود . سعد بن معاذ از خداوند مسألت كرد و تا هنگام مرگ همواره تب داشت . يزيد بن هارون از محمد بن عمرو بن علقمه ، از پدرش ، از پدر بزرگش ، از قول عايشه نقل مىكند كه مىگفته است * روز جنگ خندق از خانه بيرون آمدم و از پيش مردم روان شدم ، ناگاه پشت سر خود صداى تكان خوردن زمين را شنيدم ، برگشتم و سعد بن معاذ را ديدم كه برادرزاده‌اش حارث پسر اوس همراهش بود و سپر او را با خود حمل مىكرد . به زمين نشستم ، سعد در حالى كه اين رجز را مىخواند : « اندكى درنگ كن تا جنگ برافروخته شود كه چون اجل فرا رسد مرگ چه نيكوست . [ 3 ] » از آن جا گذشت .
هامش
[ 1 ] . شرح حال اين بزرگوار در همين بخش طبقات به تفصيل خواهد آمد ، نخستين مرد مدينه است كه مسلمان شد . او پيش از جنگ بدر وفات كرده است . [ 2 ] . ابو متوكل را نشناختم ، در اسد الغابه و ميزان الاعتدال و الكنى و الالقاب و اعلام زركلى نيامده است - م . [ 3 ] . لبّث قليلا يدرك الهيجا حمل * ما احسن الموت اذا حان الاجل
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 351 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد