تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
( 1 ) عبد الله بن نمير از عبيد الله بن عمر ، از نافع هم نقل مىكند * ابن عمر ريش خود را زرد رنگ مىكرد . همين راوى از عبد الله عمرى ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند * به موهاى خود مادهء معطر چرب و سياه مىزده و رنگ سپيد آن را تغيير مىداده است . ابو بكر بن عبد الله بن ابى اويس از سليمان بن بلال ، از زيد بن اسلم نقل مىكند * عبد الله بن عمر ريش خود را با مواد زرد رنگ مىكرد و چنان بود كه زردى ريش او جامه‌اش را هم زرد مىكرد . به او گفته شد چرا موهاى خود را چنين زرد مىكنى ؟ گفت : خودم رسول خدا را ديدم كه موهاى خود را با رنگ زرد رنگ مىفرمود . عبيد الله بن موسى از اسرائيل ، از عبد العزيز بن حكيم نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عمر را ديدم موهايش را زرد مىكرد . فضل بن دكين از شريك ، از محمد بن قيس نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عمر را ديدم در حالى كه ريش خود را زرد كرده بود و بندها و تكمه‌هاى پيراهنش گشوده بود و يك پايش را روى پاى ديگر برگردانده بود و عمامه‌اش از جلو و عقب آويخته بود ولى نفهميدم كدام دنباله از ديگرى بلندتر بود . فضل بن دكين از سفيان بن عيينة نقل مىكرد كه مىگفته است از سليمان احول شنيدم مىگفت * ابن عمر چنان ريش خود را زرد مىكرد كه گريبان پيراهنش زرد مىشد . عبد الله بن نمير از عبيد الله بن عمر ، از سعيد مقمرى ، از ابن جريج يعنى عبيد بن جريج نقل مىكند كه مىگفته است * به ابن عمر گفتم : چرا ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىكنى ؟ گفت : خودم پيامبر ( ص ) را ديدم كه با رنگ زرد موهاى ريش خود را خضاب مىفرمود . گفتم : چرا اين نعلينهاى سبتية [ 1 ] را مىپوشى ؟ گفت : خود ديدم كه رسول خدا از همين نوع برپا مىكرد و خوش مىداشت و در حالى كه بر پايش بود وضو مىگرفت . عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى از عبد الله بن زيد بن اسلم ، از پدرش نقل مىكند * ابن عمر موهاى ريش خود را با زعفران رنگ مىكرد . از او پرسيدند : چرا چنين مىكنى . گفت : پيامبر ( ص ) چنين مىفرمود يا آنكه چنين گفت كه خود احساس كردم پيامبر ( ص ) رنگ كردن موى ريش خود را با زعفران دوست مىداشت .
هامش
[ 1 ] . سبتيه ، نسبت به سبت به معنى چرم دباغى شده از پوست گاو است و توانگران مىپوشيده‌اند و به همين جهت به ابن عمر اعتراض شده است . به النهايه ، ج 2 ، ص 330 مراجعه فرماييد - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 161 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد