تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
( 1 ) نقل مىكند كه مىگفته است * موى سبيل خود را مىتراشد و ازارش تا نيمهء ساق پايش بوده است . همين راوى از عثمان بن ابراهيم حاطبى هم نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عمر را ديدم كه ازارش تا نيمهء ساق پايش بود و موى سبيل و شارب خود را كاملًا كوتاه مىكرد . محمد بن كناسه اسدى از عثمان بن ابراهيم بن محمد بن حاطب نقل مىكند كه مىگفته است * كودك بودم ، ابن عمر مرا در دامن خود نشاند و ديدم موى شارب خود را كوتاه كرده بود . محمد بن كناسه مىگويد : مادر عثمان بن ابراهيم دختر قدامة بن مظعون [ 1 ] بود . يعلى و محمد پسران عبيد طنافسى هم از همين عثمان نقل مىكنند كه مىگفته است * ابن عمر را ديدم كه چنان موى سبيل خود را مىتراشيد كه گويى موها را از بن كنده‌اند . يعلى از حاطبى نقل مىكند كه مىگفته است * هر گاه ابن عمر را ديدم گشاده ازار بود . يزيد بن هارون از عاصم بن محمد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عمر را ديدم چنان موى سبيل خويش را كوتاه كرده بود كه سپيدى پوستش ديده مىشد . محمد بن اسماعيل بن ابى فديك از ضحاك بن عثمان نقل مىكند * از يحيى بن سعيد پرسيدم آيا كسى از اهل علم را مىشناسى كه موى سبيل و شاربش را كوتاه كند ؟ گفت : نه فقط عبد الله بن عمر و عبد الله بن عامر بن ربيعة را ديدم كه چنين مىكردند . فضل بن دكين از عاصم بن محمد بن زيد عمرى ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عمر چنان موى سبيل خود را كوتاه مىكرد كه سپيدى پوست ديده مىشد . هشام پدر وليد طيالسى از عبد الرحمان بن عبد الله بن دينار ، از پدرش نقل مىكرد * ابن عمر چنان موى شارب خود را مىكشيد كه كنده مىشد و آن را رها مىكرد و دور مىانداخت . محمد بن عبد الله انصارى مىگويد * از عبد الله بن ابى عثمان قرشى پرسيدم آيا ديدى كه ابن عمر موى شارب خويش را كوتاه كند ؟ گفت : آرى . گفتم : خودت ديدى ؟ گفت : آرى . خالد بن مخلد بجلى از سليمان بن بلال ، از عبد الله بن دينار هم نقل مىكند كه مىگفته است * خود ديدم كه ابن عمر موى شارب خويش را كاملًا كوتاه مىكرد . عبد الله بن جعفر رقى از ابو المليح نقل مىكند * ميمون بن مهران موى شارب خويش
هامش
[ 1 ] . قدامة برادر عثمان بن مظعون و دايى حفصه و عبد الله بن عمر است و شوهر صفيه دختر خطاب خواهر عمه است ، به ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 199 ، مراجعه فرماييد - م .