تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
( 1 )

ابراهيم خليل الرحمن ( ص )

هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش نقل مىكرد كه * پدر ابراهيم از اهل حرّان [ 1 ] بود ، دچار قحطى و خشكسالى شد و به هرمزجرد [ 2 ] كوچيد و همسرش مادر ابراهيم ، نامش نونا دختر كربنا ، پسر كوثى و از بنى ارفخشد بن سام بن نوح بود . محمد بن عمر اسلمى از قول تنى چند از دانشمندان نقل مىكرد كه * نام مادر ابراهيم ابيونا و از فرزندان افرايم بن ارغوا بن فالغ بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام بن نوح بوده است . هشام بن محمد از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * جوى كوثى [ 3 ] را كربنا ، جدّ مادرى ابراهيم ( ع ) ، حفر كرده است . و پدر ابراهيم نگهبان بتهاى نمرود بود . ابراهيم در هرمزجرد متولد شد و نامش از نخست ابراهيم بود . سپس به محلى كوثى كه از بابل بود منتقل شد و چون ابراهيم به بلوغ رسيد و با آيين قوم خود مخالفت كرد و ايشان را به پرستش خدا دعوت كرد و نمرود از اين موضوع آگاه شد ، هفت سال او را در زندان انداخت و سپس گودالى كند و آن را از هيزم خشك فراوان و سنگريزه انباشت و به آن آتش در زد و ابراهيم را در افكند و او گفت « خداى مرا بسنده و بهترين كارگزار است » [ 4 ] ، و از آتش به سلامت بيرون آمد و هيچ زخمى و خسته هم نشد .
هامش
[ 1 ] . حرّان ، شهرى قديمى و مشهور در ساحل نهر جلاب ، رك : مرحوم دكتر معين ، فرهنگ فارسى ، ج 5 ، ص 457 . - م . [ 2 ] . هرمزجرد ، نام شهرى در منطقهء عراق كنونى كه مسلمانان آن را فتح كردند ، رك : معجم البلدان ، ج 10 ، ص 461 . - م . [ 3 ] . كوثى ، بر وزن طوبى نام سرزمينى در عراق است ، به نقل از منتهى الارب . - م . [ 4 ] . بخشى از آيهء 173 سورهء سوم - آل عمران - كه در قرآن به صورت جمع ( حسبنا اللّه و نعم الوكيل ) است . - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 32 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد