( 1 ) آدم خانهء كعبه را از سنگهاى پيچ كوه بنا كرد ، از كوه سينا و كوه زيتون و كوه لبنان و كوه جودى و اساس آن را از سنگهاى كوه حرّا نهاد . و چون از ساختمان آن آسوده شد ، فرشته او را به عرفات برد و تمام مناسك حج را به همان طريق كه امروز مردم انجام مىدهند به او آموخت ، و او را به مكه برگرداند و هفته مرتبه بر گرد كعبه طواف كرد . آدم به هند برگشت و در كوه نوذ در گذشت . شيث به جبرئيل گفت بر آدم نماز گزار و جبرئيل گفت خود پيش برو و بر پدرت نماز بگزار و سى تكبير بگو ، پنج تكبير براى نماز بر ميت و بيست و پنج تكبير براى فضيلت آدم ( ع ) ، و آدم نمرد تا آنكه فرزندان و فرزندزادگان او به چهل هزار نفر در نوذ رسيدند و آدم ميان ايشان زنا و شرابخوارى ديد و وصيت كرد كه فرزندان شيث با فرزندان قابيل ازدواج نكنند . فرزندان شيث جسد آدم را در مغازهيى نهادند و نگهبانانى گماشتند كه هيچ يك از فرزندان قابيل بر آن مغازه نزديك نشود . و كسانى كه مىآمدند و براى آدم استغفار مىكردند فرزندان شيث بودند . و آدم نهصد و سى و شش سال عمر كرد .
يك گروه صد نفرى از فرزندان شيث كه همگى خوش سيما بودند گفتند خوب است برويم ببينيم فرزندان عمويمان قابيل چگونهاند و آنها پيش صد زن زشت از بنى قابيل رفتند .
زنان ، آنها را حبس كردند و ايشان مدتى مقيم ميان قابيلىها بودند . سپس صد نفر ديگر گفتند مناسب است برويم ببينيم برادرانمان در چه حالى هستند و از كوه به زير آمدند . آنها را هم زنها حبس كردند و بعد فرزندان شيث همگى فرود آمدند و مرتكب معصيت شدند و با فرزندان قابيل ازدواج كردند و در آميختند و فرزندان قابيل بسيار زياد شدند و زمين از ايشان انباشته شد و آنها همانهايى هستند كه به روزگار نوح ( ع ) در طوفان غرق شدند .
شيث بن آدم پسرى به نام انوش داشت و فرزندان زياد ديگرى هم از او به وجود آمد و او انوش را وصى خود قرار داد . انوش هم فرزندان فراوان و پسرى به نام قينان آورد كه او را وصى خود قرار داد . و قينان فرزندى چند از جمله مهلاليل داشت كه او را وصى خود قرار داد . مهلاليل فرزندى به نام يزد داشت كه همان اليازد است و چند پسر ديگر هم داشت و همان يزد را وصى خود قرار داد و به روزگار او بتها ساخته و پرداخته شد و گروهى از آيين حق برگشتند . يزد چند فرزند از جمله خنوخ را داشت كه خنوخ همان ادريس پيامبر ( ع ) است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 22
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٢