تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
( 1 )

نوح نبىّ ( ص )

هشام بن محمد بن سائب كلبى از پدرش ، از ابو صالح ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه مىگفته است * هنگام تولّد نوح ، لمك هشتاد و دو ساله بوده است ، و در آن روزگار كسى نبود كه نهى از منكر كند . خداوند نوح را در چهار صد و هشتاد سالگى به پيامبرى مبعوث فرمود و يكصد و بيست سال در نبوّت خود مردم را دعوت كرد . سپس خداوند به او دستور فرمود تا كشتى را بسازد و او كشتى را ساخت و بر آن سوار شد در حالى كه ششصد سال داشت و در آن هنگام هر كس كه بود غرق شد . پس از طوفان ، سيصد و پنجاه سال ديگر زندگى كرد . نوح داراى پسرى به نام سام شد كه فرزندان او سپيد پوست و گندمگون بودند و پسرى ديگر به نام حام كه فرزندانش غالبا سياه پوست و اندكى هم سپيد پوست بودند ، و پسرى ديگر به نام يافث كه در فرزندان او رنگ سرخ غالب بود ، و كنعان . و او همان پسرى است كه غرق شد و عرب او را يام مىنامد و مىگويد عموى ما يام نابود شد . و مادر اين چهار نفر يكى است . نوح ( ع ) كشتى را روى كوه نوذ ساخت و طوفان هم از همان جا آغاز شد . نوح همراه اين سه پسر و سه عروس خود و هفتاد و سه نفر از فرزندزادگان شيث كه به او ايمان آورده بودند و جمعا هشتاد نفر بودند ، سوار بر كشتى شد و به همراه خود از جانوران يك جفت برداشت . طول كشتى سيصد ذراع به ذراع جد پدرى نوح ، و عرض آن پنجاه ذراع و ارتفاعش سى ذراع بود و شش ذراع از آب بيرون بود و روپوش داشت ( مسقف بود ) و براى آن سه در قرار داده بود كه بعضى پايين‌تر از بعضى ديگر بود . و خداوند چهل شبانروز باران فرو فرستاد و چون باران شروع شد همهء جانوران وحشى و چهارپايان و پرندگان پيش