( 1 ) خزيمة بن ثابت در مورد او گواهى داد ، و آن مرد از بنى مرّة بود .
واقدى از ابىّ بن عباس بن سهل ، از پدرش ، از جدش نقل مىكند كه مىگفته است تا آنجا كه مىدانم پيامبر ( ص ) داراى سه اسب بودند : لزاز ، ظرب ، لحيف . لزاز را مقوقس به آن حضرت هديه كرد ، لحيف را ربيعة بن ابو البراء به ايشان تقديم كرد و پيامبر ( ص ) در ازاى آن مقدارى از شتران زكات بنى كلاب را به او بخشيدند ، ظرب را فروة بن عمير جذامى به ايشان تقديم كرد ، تميم دارى هم اسبى به رسول خدا تقديم كرده كه موسوم به ورد بوده است و پيامبر ( ص ) آن را به عمر بخشيدند و عمر سوار بر آن در جهاد در راه خدا شركت مىكرد و مىديد كه مايهء پيروزى است .
حجين بن مثنّى از ليث بن سعد ، از خالد بن يزيد ، از سعيد بن ابو هلال ، از ابو عبد الله واقد نقل مىكند كه مىگفته است * به او خبر رسيده كه پيامبر ( ص ) شخصا برخاستهاند و چهرهء اسبى را با آستين پيراهن خود پاك فرمودهاند و چون گفتهاند با پيراهن خود اين كار را مىكنيد ؟ فرمودهاند : آرى در مورد اسب ، جبرئيل به من سفارش كرده است .
على بن يزيد صدائى از عبد القدّوس ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكند * به پيامبر ( ص ) استرى سياه و سپيد تقديم شد و آن نخستين استرى است كه ميان مسلمانان ديده شده است . گويد ، پيامبر ( ص ) مرا پيش ام سلمه همسر خود فرستاد و مقدارى پشم و ليف خرما آوردم و من و رسول خدا براى آن ريسمان و افسارى بافتيم ، آن گاه پيامبر ( ص ) به خانه رفت و عبايى آورد نخست آن را دو لا و سپس چهار لا فرمود و بر پشت حيوان انداخت و بسم الله فرمود و سوار شد ، مرا هم پشت سر خود سوار كرد .
واقدى از موسى بن ابراهيم ، از پدرش نقل مىكند * نام استر پيامبر ( ص ) دلدل و آن نخستين استرى بود كه ميان مسلمانان ديده شد ، آن را همراه خرى كه نامش عفير بود ، مقوقس به پيامبر ( ص ) تقديم كرد و آن استر تا زمان معاويه زنده بود .
واقدى از معمر ، از زهرى نقل مىكند * دلدل را فروة بن عمرو جذامى تقديم كرد .
ابو بكر بن عبد الله بن ابو اويس از سليمان بن بلال ، از علقمة بن ابو علقمة نقل مىكند كه مىگفته است * به من خبر رسيده كه نام استر رسول خدا دلدل و سياه و سپيد بوده و در ينبع - اسم جايى است - نگهدارى مىشده است و همان جا سقط شده است .
واقدى از ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة ، از زامل بن عمرو نقل مىكند * فروة بن عمرو به پيامبر ( ص ) استرى تقديم كرد كه نامش فضه بود و خرى به نام يعفور ، استر را به
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 462
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤٦٢