تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
( 1 ) مقدار خراجى كه مىپردازى چه اندازه است ؟ گفت : چنين و چنان ، پيامبر ( ص ) خراج از او برداشت و او را نهى هم نفرمود . حجين بن مثنى و عبد العزيز بن ابو سلمة از حميد طويل ، از انس بن مالك نقل مىكنند كه گفت * ابو طيبه كه برده يكى از انصار بود از پيامبر ( ص ) خون گرفت ، پيامبر ( ص ) دو صاع خوراكى به او بخشيد و با خانواده‌اش صحبت فرمود كه از ماليات او بكاهند و فرمود : خون گرفتن از بهترين داروهاى شماست . همان راوى با همان اسناد از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) خون گرفت و به ابو طيبه اجرت پرداخت فرمود ، و اگر او مرد پليدى مىبود حتما چيزى به او عطا نمىفرمود . هاشم بن قاسم و شعبة از حكم ، از مقسم ، از ابن عباس نقل مىكنند * پيامبر ( ص ) در حال روزه در حياط خانه خود خون گرفتند . نصر بن باب از داود ، از عامر نقل مىكند * برده‌يى از خاندان بنى بياضة از پيامبر ( ص ) خون گرفت ، پيامبر فرمود : چقدر ماليات مىپردازى ؟ گفت : اين مقدار ، دستور فرمود از خراج او كاسته شود ولى مزد جداگانه‌يى به او عنايت نفرمود . همين راوى از حجاج ، از حكم ، از مقسم از ابن عباس نقل مىكند * پيامبر ( ص ) در حال روزه خون گرفت و مدتى ضعف كرد و از اين رو خون گرفتن براى روزه‌دار مكروه شده است . عبيدة بن حميد تيمى از عبد الملك بن عمير ، از حصين بن عقبة ، از سمرة بن جندب نقل مىكند كه مىگفته است * در محضر رسول اكرم بودم كه خون گيرى را خواست و او با شاخهاى خون گيرى از آن حضرت خون گرفت و شروع به خراش دادن پوست با لبه تيغ كرد . گويد ، در اين هنگام مردى عرب وارد شد و پيامبر را به آن حال ديد و چون نمىدانست خون گيرى چيست ترسيد و گفت : اى رسول خدا چرا اجازه مىدهى كه اين شخص پوست شما را پاره كند . پيامبر ( ص ) فرمود : اين خون گرفتن است . گفت : چه فايده‌يى دارد ؟ فرمود : بهترين چيزى است كه مردم با آن معالجه مىشوند . موسى بن داود و ابن لهيعة از عمرو بن شعيب ، از پدرش ، از جدش نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) خون گرفت و مزد خون‌گير را پرداخت فرمود . يحيى بن اسحاق بجلى از وهب ، از ابو طاوس ، از پدرش ، از ابن عباس نقل مىكند