تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
( 1 ) ابن قاسم از ليث ، از عقيل ، از ابن شهاب ، از اسماعيل بن محمد بن سعد بن ابو وقاص نقل مىكند كه * دستش را بر جلو سر و بالاتر از كاكل نهاد و گفت : پيامبر ( ص ) از اينجا خون مىگرفت . عقيل مىگويد : اشخاص متعددى برايم نقل كردند كه پيامبر ( ص ) اين خون گرفتن را مغيثة ( فريادرس ) مىناميد . عبد الله بن صالح بن مسلم عجلى و عبد الرحمن بن ثابت بن ثوبان از پدرش ، از ابو هزّان ، از عبد الرحمن بن خالد بن وليد نقل مىكند * او از فرق سر و ميان دو كتف خود خون مىگرفت ، به او گفتند : اى امير اين چگونه خون گرفتنى است ؟ گفت : پيامبر ( ص ) اين چنين خون مىگرفت و مىفرمود : اين خونها از هر كسى گرفته شود هيچ گونه زيانى به او ندارد بلكه مايهء مداوا و بهبود اوست . عفان بن مسلم و عبد الوارث بن سعيد و عبد العزيز بن صهيب از حسن بصرى نقل مىكردند * پيامبر ( ص ) معمولا دو شاخ خون از پى گردن و يك شاخ از پشت مىگرفت و مىفرمود شمارهء شاخها فرد باشد نه زوج ، و عفان بن مسلم با اسناد خود از قتاده هم همين مطلب را نقل مىكرد . سعيد بن محمد ثقفى از احوص بن حكيم ، از خالد بن معدان و راشد بن سعد از جبير بن نفير نقل مىكند * پيامبر ( ص ) از وسط سر خود خون مىگرفت ، هاشم بن قاسم نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) از وسط سر خود خون مىگرفت ، همو نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) اين نوع خون گرفتن را منقذ ( رهايى بخش ) مىناميد . هاشم بن قاسم از ليث ، از حجاج بن عبد الله حميرى ، از بكير بن اشجّ نقل مىكند كه مىگفته است * به من خبر رسيده است كه اقرع بن حابس به حضور پيامبر رسيد و آن حضرت مشغول خون گرفتن از پشت سر خود بود ، اقرع گفت : چرا از سر خود خون مىگيريد ؟ فرمود : در اين كار شفاى درد سر و درد دندان و حواس‌پرتى و بيمارى است . مىگويد ، شك دارم كه آيا جنون و ديوانگى را هم فرمود يا نه . عمر بن حفص از مالك بن دينار ، از حسن بصرى نقل مىكند * پيامبر ( ص ) از سر خود خون مىگرفت و به اصحاب خود دستور مىفرمود از سر خود خون بگيرند . همين عمر بن حفص از ابان ، از انس نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) فرمود * خون گرفتن از سر مغيثة است و جبرئيل در آن هنگام كه از خوراك مسموم آن زن يهودى خورده بودم مرا به آن دستور داد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 423 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد