( 1 ) ( قابيل ) توأم بود ، بسيار زيبا و دخترى كه با صاحب گوسپندان ( هابيل ) توأم بود ، زشت بود .
قابيل گفت من سزاوارتر به ازدواج با همزاد خود هستم و هابيل گفت من سزاوارترم و تو مىخواهى آن را مخصوص خود گردانى ، بيا تا به پيشگاه الهى چيزى هديه و قربانى كنيم ، اگر هديهء تو پذيرفته شد تو سزاوارترى و اگر هديهء من پذيرفته شد من سزاوارترم . گويد : هر دو هديهيى فراهم آوردند . هابيل كه گوسپنددار بود ، گوسپندى سياه چشم شاخدار سپيد آورد و قابيل كه صاحب زراعت بود مشتى از دانههاى خوراكى آورد . گوسپند پذيرفته شد و خداوند آن را چهل پاييز در بهشت نگهدارى فرمود و آن همان گوسپندى است كه بعدها ابراهيم ( ع ) آن را قربانى كرد . صاحب زراعت ( قابيل ) به برادر خود گفت تو را خواهم كشت و صاحب گوسپند ( هابيل ) اين آيه را تلاوت كرد : « اگر به سوى من دست دراز كنى كه مرا بكشى من به سوى تو دست دراز نخواهم كرد كه بكشمت كه من از خداى پروردگار جهانيان مىترسم . . . » تا آخر آيهء بعد . [ 1 ] قابيل ، هابيل را كشت و تمام فرزندان آدم از همين قابيل كافرند .
موسى بن اسماعيل از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ، از يوسف بن مهران ، از ابن عباس نقل مىكند كه * آدم ، پسرى را كه از يك شكم متولد شده بود با دختر شكم بعدى به همسرى در آورد .
حفص بن عمر حوضى از اسحاق بن ربيع ، از حسن ، از عتّى از ابىّ بن كعب نقل مىكند كه * چون مرگ آدم فرا رسيد به پسران خود گفت براى من ميوهء بهشتى فراهم آوريد كه سخت آرزومند آنم . پسرانش در جستجوى آن بر آمدند و آدم بيمار بود .
همچنان كه در جستجوى ميوهء بهشتى بودند به فرشتگان خدا بر خوردند . فرشتگان گفتند : در جستجوى چه چيزى هستيد ؟ گفتند : پدرمان هوس ميوهء بهشتى كرده است و ما در جستجوى آنيم . گفتند : برگرديد كه كار تمام شد . و ايشان برگشتند و ديدند پدرشان مرده است . فرشتگان پيكر آدم را گرفتند ، غسل دادند و حنوط و كفن كردند و گورى براى او كندند و لحدى آماده ساختند . آن گاه فرشتهيى از فرشتگان جلو ايستاد و بر او نماز گزارد در حالى كه ديگر فرشتگان پشت سر آن فرشته ايستاده بودند و فرزندان آدم پشت سر
هامش
[ 1 ] . آيات 30 و 31 سورهء پنجم - مائده - و براى اطلاع بيشتر در متون فارسى مراجعه شود به : ابو الفتوح رازى ، تفسير ، ج 4 ، چاپ مرحوم آقاى شعرانى ، ص 176 - 175 ، و به صفحات 62 - 60 قصص قرآن مجيد برگرفته از تفسير ابو بكر عتيق نيشابورى سور آبادى ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1347 شمسى . - م .