تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
( 1 ) پيامبر خودتان بنگريد . عفان بن مسلم از حمّاد بن سلمة ، از داود بن ابو هند ، از قول مردى از ابن عباس نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) به هر سو برمىگشت با تمام بدن برمىگشت و چون راه مىرفت بسيار با نشاط و بدون تنبلى حركت مىفرمود . يزيد بن هارون براى ما از جريرى نقل مىكرد كه مىگفته است * همراه ابو طفيل بر گرد خانهء كعبه طواف مىكرديم ، گفت : هيچ كس از كسانى كه پيامبر ( ص ) را ديده باشد غير از من باقى نمانده است . گفتم : تو پيامبر ( ص ) را ديده‌اى ؟ گفت : آرى . گفتم : چگونه بود ؟ گفت : سپيد نمكين و نه فربه و نه لاغر . خلف بن وليد ازدى از خالد بن عبد الله ، از جريرى ، از ابو طفيل نقل مىكرد كه جريرى به او گفته است * آيا رسول خدا را ديده‌اى ؟ گفته است ، آرى سپيد و داراى چهرهء نمكين بود . يزيد بن هارون از مسعر ، از عبد الملك بن عمير ، از ابن عمر نقل مىكرد كه مىگفته است * هيچ كس را بخشنده‌تر و بزرگوارتر و شجاع‌تر و درخشان‌تر از پيامبر نديده‌ام ، درود و سلام خدا بر او باد . محمد بن عمر واقدى از بكير ، از مسمار ، از زياد بنده سعد بن ابى وقاص نقل مىكند كه مىگفته است * از سعد پرسيدم آيا رسول خدا خضاب مىفرمود ؟ گفت : نه و علاقه‌يى هم به آن كار نداشت ، چند موى سپيد در زير لب پايين و در جلو سر داشت به طورى كه اگر مىخواستم بشمرم ، مىشمردم . گفتم : بقيهء صفات جسمى آن حضرت چگونه بود ؟ گفت : مردى ميانه بالا بود نه سپيد بىنمك بود و نه سيه‌چرده ، موهايش نه پيچيده بود و نه كاملا صاف و آويخته ، ريش او بسيار زيبا و پيشانى او بلند و داراى رگه‌هاى سرخ بود ، انگشتانش ضخيم و موهاى سر و ريش آن حضرت كاملا سياه بود . خالد بن مخلّد بجلى از عبد الله بن جعفر ، از اسماعيل بن محمد بن سعد ، از عامر بن سعد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر به طرف راست سلام مىداد و آن قدر چهره‌اش را به طرف راست برمىگرداند كه سپيدى گونه‌اش ديده مىشد و سپس به طرف چپ سلام مىداد - ظاهرا منظور در نماز است كه هنوز هم در حجاز به شدت معمول و متداول است . فضل بن دكين از ابو الاحوص ، از اشعث بن سليم نقل مىكند كه مىگفته است