( 1 ) هشام بن محمد از معمر بن عمران مهرى ، از قول پدرش نقل مىكرد كه مىگفتهاند * مردى از قبيلهء مهرة به نام زهير بن قرضم بن عجيل بن قباث بن قمومى بن نقلان عبدى بن آمرى بن مهرى بن حيدان بن عمرو بن الحاف بن قضاعة از ناحيهء شحر [ 1 ] به حضور پيامبر ( ص ) آمد و رسول خدا با توجه به دورى راه او نسبت به او محبت فراوان كرد و چون خواست برگردد زاد و توشهء راه و مركب به او بخشيد و برايش نامهيى نوشته شد كه آن نامه را امروز در دست ايشان است .
نمايندگان حمير
[ 2 ] محمد بن عمر واقدى از عمر بن محمد بن صهبان ، از زامل بن عمرو ، از شهاب بن عبد الله خولانى ، از قول مردى حميرى كه خود به حضور رسول خدا رسيده بوده است نقل مىكند كه مىگفته است * مالك بن مرارة رهاوى فرستادهء پادشاهان حميرى در ماه رمضان سال نهم هجرت به حضور پيامبر ( ص ) آمد و نامهيى آورد كه در آن خبر مسلمان شدن ايشان بود . رسول خدا به بلال دستور فرمود او را منزل دهد و گرامى بدارد و پذيرايى كند . و پيامبر ( ص ) نامهيى براى حارث بن عبد كلال و نعيم بن عبد كلال و نعمان كه سالار طوايف ذو رعين و معافر و همدان بودند فرستاد و آن نامه چنين است :
خدايى را كه جز او خدايى نيست مىستايم ، هنگام بازگشت ما از سرزمين روم فرستادهء شما پيش ما آمد ، و پيامهاى شما را رساند و امور مربوط به شما را خبر داد و موضوع مسلمان شدن شما و كشتن مشركان را به اطلاع رساند ، خداوند متعال شما را به هدايت خود راهنمايى فرموده است ، مشروط بر آنكه نيكوكار باشيد و از خدا و رسولش اطاعت كنيد و نماز را بر پا داريد و زكات را بپردازيد و از غنايم سهم خدا و سهم پيامبر و آنچه را او براى خود انتخاب كند پرداخت كنيد و زكات را كه بر مؤمنان واجب شده است بپردازيد . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] . شحر ، منطقهيى در ساحل اقيانوس هند در يمن . - م .
[ 2 ] . حمير ، از قبايل بسيار معروف عرب ، ابن حزم دربارهء اين قبيله مشروح و مفصل صحبت كرده است ، رك : جمهرة انساب العرب ، ص 8 - 432 . - م .
[ 3 ] . ظاهرا در اينجا چند سطرى از قلم افتاده است ، اين نامه به صورت كامل در نهاية الارب ، ج 18 ، ص 119 آمده