تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
( 1 ) بن عمرو در محلهء بنى جديله از پى مىكشيدند . مقداد از خانه بيرون آمد و به ايشان خوشامد گفت و آنان را در حجره‌يى از حجره‌هاى منزل جا داد و سپس به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و اسلام آوردند و احكام را آموختند و چند روزى ماندند ، سپس براى توديع به حضور رسول خدا آمدند ، دستور فرمود جوايزشان پرداخت شود و به سرزمين خود برگشتند .

نمايندگان عذرة

محمد بن عمرو واقدى از اسحاق بن عبد الله بن نسطاس ، از ابو عمرو بن حريث عذرى نقل مىكند كه مىگفته است * ميان نوشته‌هاى پدران خود چنين خوانده‌ام كه گفته‌اند در ماه صفر سال نهم هجرت نمايندگان قبيلهء ما كه دوازده نفر بودند ، به حضور پيامبر ( ص ) آمدند ، حمزة بن نعمان عذرى و سليم و سعد پسران مالك و مالك بن ابى رياح همراهشان بودند و در خانهء رملة دختر حارث كه از بنى نجار است ، منزل گرفتند . سپس به حضور پيامبر آمدند و به آيين جاهلى سلام دادند و گفتند : ما از لحاظ نسب برادران مادرى قصىّ بن كلاب هستيم و ما بوديم كه قبيلهء خزاعه و بنى بكر را از مكه بيرون رانديم و براى ما با شما خويشاوندى است . پيامبر ( ص ) فرمود : خوش آمديد شما را نمىشناختم ولى چه چيزى مانع از اين شد كه به روش مسلمانان سلام دهيد ؟ گفتند : ما در طلب اسلام براى خود و قوم خود آمده‌ايم و پرسشهايى كردند كه مربوط به امور دينى بود و پيامبر پاسخ ايشان را داد ، و همگى مسلمان شدند و پيامبر ( ص ) دستور فرمود به ايشان هم همانطور كه به ديگر نمايندگان جايزه داده مىشد ، جايزه دادند و به يكى از ايشان هم حله‌يى پوشاندند . چند روزى ماندند و سپس پيش خويشاوندان خود برگشتند . هشام بن محمد بن سائب از شرقىّ بن قطامىّ ، از مدلج بن مقداد بن زمل عذرى و ابو زفر كلبى برايم نقل كردند * زمل بن عمرو عذرى به حضور پيامبر ( ص ) آمد و خبرى را كه از درون بت خود شنيده بود براى پيامبر نقل كرد . فرمود : آواى يكى از مؤمنان جن بوده است . زمل مسلمان شد و پيامبر ( ص ) براى او پرچمى بست تا سالار قومش باشد ، او بعدها در جنگ صفين همراه معاويه بود و در مرج [ 1 ] هم شركت كرد و كشته شد .
هامش
[ 1 ] . مرج ، نام مرغزارى نزديك غوطه دمشق است . - م .