( 1 )
نمايندگان صدف
[ 1 ] محمد بن عمر واقدى از عمر بن يحيى بن سهل بن ابو حثمة ، از شرحبيل بن عبد العزيز صدفى ، از قول پدرانش نقل مىكرد مىگفتند * نمايندگان ما كه ده و چند نفر بودند در حالى كه ازار و رداء پوشيده و بر شتران جوان سوار بودند به مدينه آمدند و با رسول خدا ( ص ) در فاصلهء ميان خانه و منبر آن حضرت برخوردند ، بدون اينكه سلام بدهند نشستند . پيامبر فرمود : آيا شما مسلمانيد ؟ گفتند : آرى . فرمود : چرا سلام نكرديد ؟ ايشان به پا خاستند و گفتند : السّلام عليك ايها النّبىّ و رحمة الله ، فرمود : سلام بر شما باد ، بنشينيد و ايشان نشستند و از پيامبر ( ص ) دربارهء وقت نمازها سؤالاتى كردند و رسول خدا پاسخ فرمود .
نمايندگان خشين
محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمن بن صالح ، از محجن بن وهب نقل مىكرد * ابو ثعلبة خشنى به حضور رسول خدا آمد و آن حضرت عازم خيبر بود ، ابو ثعلبه همراه پيامبر رفت و در جنگ خيبر شركت كرد ، پس از آن هم هفت نفر از قبيلهء خشين آمدند و در خانهء ابو ثعلبه منزل كردند و مسلمان شدند و بيعت كردند و پيش قوم خود بازگشتند .
نمايندگان سعد هذيم
[ 2 ] محمد بن عمر واقدى از محمد بن عبد الله برادرزادهء زهرى ، از ابو عمير طائى ، از ابو نعمان ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * من همراه تنى چند از قوم خود براى ديدار رسول خدا ( ص ) رفتيم و ناحيهيى از مدينه فرود آمديم و سپس براى رفتن به مسجد حركت كرديم ، ديديم پيامبر ( ص ) مشغول نماز گزاردن بر جنازهيى است ، چون نماز تمام شد ، فرمود : شما كيستيد ؟ گفتيم : از قبيلهء بنى سعد هذيم هستيم و اسلام آورديم و بيعت كرديم و
هامش
[ 1 ] . صدف ، با آنكه به كسر دال است در نسبت دال را مفتوح تلفظ مىكنند ، از قبايل حضرموت است . - م .
[ 2 ] . هذيم ، بردهيى سياه بود و ايشان در واقع اعقاب سعد بن زيدند . - م .