( 1 ) خودت مىخواهى . گفت : اى بدبخت تو چه بهرهيى از دهنا دارى ؟ گفتم : آن جا محل نگهدارى و چراگاه تنها شتر من هم هست ، آيا تو مىخواهى آن را فقط براى شتر همسران خودت بگيرى ؟ حريث گفت : اكنون كه در حضور پيامبر ( ص ) مرا چنين ستودى من او را گواه مىگيرم كه تا هنگامى كه زنده هستم با تو برادر خواهم بود . من گفتم : اكنون كه تو اين كار را شروع كردى من هم حق برادرى تو را ضايع نخواهم كرد . پيامبر ( ص ) فرمود : اگر پسر اين زن بخواهد حق خود را از زمينى جدا كند و استمداد بخواهد و از پشت در حجره - يعنى با واسطه - يارى بطلبد آيا بايد او را سرزنش كرد ؟ من گريستم و گفتم : به خدا سوگند اى رسول خدا او پسرى خردمند و دورانديش بود در روز جنگ ربذه همراه تو جنگ كرد و سپس رفت كه از خيبر براى من خواربار بياورد و دچار تب و نوبه آن سرزمين شد و درگذشت و زنهاى خود را براى من باقى گذاشت .
پيامبر فرمود : سوگند به كس كه جان محمد ( ص ) در دست اوست ، اگر زن بينوايى نبودى خواستهات را چنان كه مىخواهى بر مىآوردم و فرمان را به نام تو مىنوشتند . [ 1 ] سپس فرمود : مگر ممكن است كسى از شما نسبت به دوست خود فقط تا هنگامى خوشرفتارى كند كه منافع او را رعايت مىكند و اگر در موردى نسبت به كسى كه شايستهتر است حقى را گفت بايد از خوشرفتارى برگشت ؟ و فرمود : پروردگارا كارهاى گذشته مرا به عنايت بپذير و از خطايش درگذر و نسبت به آنچه باقى مانده است مرا يارى فرماى ، و سوگند به كسى كه جان محمد ( ص ) در دست اوست بايد چنان باشد كه اگر كوچكترين شما و يكى از شما گريه كند دوستانش هم به گريه در آيند ، اى بندگان خدا برادران خود را آزار ندهيد .
آن گاه رسول خدا ( ص ) براى قيله بر روى قطعه چرمى اين فرمان را صادر فرمود :
براى قيله و زنانى كه دختران اويند ، نبايد هيچ گونه ستمى بر ايشان بشود و نبايد آنها را مجبور به ازدواج كنند و بايد هر مسلمان مؤمن ايشان را يارى دهد و بر آنهاست كه همواره نيكوكار باشند و هرگز بدى نكنند .
محمد بن سعد عفان بن مسلم از عبد الله بن حسان ، از حبان بن عامر نقل مىكرد * در مورد حرملة بن عبد الله كه پدر مادرش از قبيلهء كعب بلعنبر بوده است ، و همچنين از قول دو مادر بزرگ خود مادر پدر و مادر مادرش كه صفية و دحيبة دختران عليبة بودهاند و حرملة
هامش
[ 1 ] . در سلسلهء اسناد اين بخش ( نمايندگان بنى شيبان ) و در مطالب آن نوعى پيچيدگى و تعقيد بود و آن طور كه شايد و بايد از عهدهء ترجمه بر نيامدهام و از خوانندگان محترم پوزش مىطلبم . - م .