تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
( 1 ) در قبيله از ترس جنگ و درگيرى كه ميان ما و بنى كنانه بوده است ، باقى گذاشته است . فرمود : بفرستيد تا بيايند امسال ناخوشايندى به شما نخواهد رسيد . كسى فرستادند و آن صد نفر هم در حالى كه منقّع بن مالك بن امية بن عبد العزّى بر آنها فرماندهى داشت آمدند ، و در منطقهء هدّة [ 1 ] به حضور پيامبر رسيدند ، مردم همين كه صداى همهمهء اسبان را شنيدند گفتند : اى رسول خدا دشمن به سراغ ما آمد . فرمود : نه اينان طرفداران شمايند نه دشمنان . افراد قبيلهء سليم بن منصورند كه آمدند . و ايشان همگى در فتح مكه و جنگ حنين همراه رسول خدا شركت كردند . عباس بن مرداس براى منقّع اين بيت را سرود : فرماندهء صد نفرى كه با ايشان نهصد نفر به هزار نفر كامل شدند . [ 2 ]

نمايندگان هلال بن عامر

گويد ، على بن محمد قرشى ضمن گفتار خود مىگفت * تنى چند از بنى هلال كه عبد عوف بن اصرم بن عمرو بن شعيبة بن هزم از قبيلهء رؤيبة هم همراهشان بود به حضور پيامبر ( ص ) آمدند . رسول خدا نام او را پرسيد و چون گفت عبد عوف ، پيامبر فرمود تو عبد اللهى و او اسلام آورد و يكى از نوادگان او اين بيت را سرود : پدر بزرگ من كسى است كه تمام قبيلهء هوازن او را به عنوان نمايندهء خود به حضور پيامبر برگزيدند . [ 3 ] ديگر از افراد آن گروه قبيصة بن مخارق بود ، او به پيامبر گفت : من از طرف قوم خود پرداخت وامى را تعهد كرده‌ام ، در پرداخت آن مرا يارى كنيد . فرمود : هنگامى كه در آمد صدقات و زكات رسيد به تو پرداخت خواهد شد . هشام بن محمد از قول جعفر بن كلاب جعفرى ، از قول پير مردان قبيلهء بنى عامر نقل مىكند كه مىگفتند * زياد بن عبد الله بن مالك بن بجير بن هزم بن رؤيبة بن عبد الله بن هلال
هامش
[ 1 ] . هدّة ، نام جايى ميان مكه و طائف است . - م . [ 2 ] .القائد المائة الّتى وفّى بها * يسع المئين فتمّ الف اقرع[ 3 ] .جدى الذى اختارت هوازن كلّها * الى النّبى عبد عوف وافدا