تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
( 1 )

نمايندگان باهلة

گويند ، مطرّف بن كاهن باهلى پس از فتح مكه از طرف قوم خود به حضور پيامبر ( ص ) آمد و مسلمان شد و براى قوم خود امان گرفت و پيامبر ( ص ) ضمن نامه‌يى احكام زكات را برايش مرقوم فرمود . سپس نهشل بن مالك وائلى كه از قبيلهء باهله بود ، به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و آن حضرت دستور فرمود خطاب به او و كسانى از قومش كه مسلمان شده‌اند نامه‌يى متضمن شرايع اسلام بنويسند و نامه را عثمان نوشت .

نمايندگان سليم

گويند ، مردى از بنى سليم به نام قيس بن نسيبة به حضور پيامبر ( ص ) آمد و سخن آن حضرت را شنيد و چيزهايى پرسيد و رسول خدا پاسخ داد و او به همهء مطالب گوش فرا داد . آن گاه پيامبر ( ص ) او را به اسلام فراخواند . او مسلمان شد و پيش قوم خود برگشت و گفت من سخنان پرهياهوى روميان و آواهاى پوشيده ايرانيان و اشعار عرب و سخن كاهنان و گفتار نام آوران حمير را شنيده‌ام و گفتار محمد ( ص ) شبيه سخنان ايشان نيست از من اطاعت كنيد و بهره و نصيب خود را از او بگيريد . چون سال فتح مكه فرا رسيد بنى سليم كه نهصد تن و به روايتى هزار تن بودند بيرون آمدند و در محل قديد [ 1 ] رسول خدا را ملاقات كردند ، عباس بن مرداس ، انس بن عياض بن رعل ، راشد بن عبد ربّة هم همراه ايشان بودند ، همگى مسلمان شدند و گفتند ما را در پيشاپيش لشكر قرار بده و رنگ پرچم ما سرخ باشد و شعار ما مقدم بر ديگر شعارها باشد . رسول خدا چنان فرمود و ايشان همراه آن حضرت در فتح مكه و طائف و جنگ حنين شركت كردند . پيامبر ( ص ) مزرعهء رهاط را كه در آن چشمه‌يى به نام چشمهء رسول وجود داشت به راشد بن عبد ربه بخشيد . راشد قبلا پرده‌دار بت بنى سليم بود ، روزى دو روباه را ديد كه بر
هامش
[ 1 ] . قديد ، نام جايى نزديك مكه است . - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 294 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد