تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
( 1 ) رسول خدا ( ص ) در سال نهم هجرت از جنگ تبوك مراجعت فرمود ، نمايندگان فزاره كه ده و چند نفر بودند به حضورش رسيدند ، از جمله كسانى كه همراه ايشان بودند ، خارجة بن حصن است و حزّ بن قيس بن حصن كه از همه كوچكتر بود . ايشان سوار بر شتران بسيار لاغر بودند و همگى مسلمان شدند . پيامبر ( ص ) از چگونگى كشاورزى در سرزمينهاى ايشان پرسيد . از آن ميان يكى گفت : سرزمينهاى ما خشك شد و دامهاى ما تلف گرديد و مزارع ما خوشيد ، و زن و فرزندمان گرسنه ماندند ، لطفا براى ما دعا فرماى . پيامبر ( ص ) به منبر رفت و ضمن دعا كردن چنين عرض كرد : پروردگارا ، سرزمينها و چهارپايان خود را سيراب فرماى و رحمت خود را گسترده كن ، و سرزمين مرده‌ات را دوباره زنده فرماى . پروردگارا ، بارانى و رحمت خود را گسترده كن ، و سرزمين مرده‌ات را دوباره زنده فرماى . پروردگارا ، بارانى سودمند و گوارا و سبز كننده و پيوسته و سريع و سود بخش بدون زيان بر ما فرو فرست . خدايا ، باران رحمت عنايت فرماى نه باران عذاب ويران‌گر غرق كنندهء از بين برنده . خدايا ، بر ما باران فرو فرست و ما را بر دشمنان پيروز گردان . باران شروع شد و شش روز آسمان ديده نمىشد . آن گاه پيامبر ( ص ) دوباره به منبر رفت و دعا كرد و عرضه داشت : پروردگارا ، اين باران بر اطراف ما ، بيشه‌زارها و ارتفاعات و مسيلها و بن درختان فرو ريزد نه بر ما . گويد ، آسمان مدينه صاف شد و پاكيزه همچون جامه كه شسته شود .

نمايندگان مرّة

محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمن بن ابراهيم مزنى ، از قول پير مردان ايشان نقل مىكرد كه مىگفتند * نمايندگان بنى مره كه سيزده مرد به سرپرستى حارث بن عوف بودند در سال نهم هجرت پس از بازگشت رسول خدا از تبوك به حضور آن حضرت آمدند و گفتند : ما خويشان و وابستگان تو و از قبيلهء بنى لوى بن غالب هستيم ، پيامبر ( ص ) لبخند زد و فرمود : زن و فرزند خود را كجا گذاشته‌ايد ؟ سخنگوى ايشان گفت : در سلاح [ 1 ] و اطراف آن . پيامبر ( ص ) پرسيد : سرزمينها چگونه است ؟ گفت : به خدا سوگند نيازمنديم و گرفتار خشكسالى براى ما دعا فرماييد . پيامبر ( ص ) گفت : پروردگارا ، سرزمينهاى ايشان را سيراب فرماى و به بلال دستور فرمود به ايشان پاداش دهد و او به هر يك از ايشان ده وقيه نقره داد
هامش
[ 1 ] . سلاح كه ياقوت آن را به فتح ضبط كرده است نام جايى پايين‌تر از خيبر است ، رك : معجم البلدان ، ج 5 ، ص 101 . - م .