( 1 ) خدا و رسول را بپردازند و از مشركان دورى جويند در پناه عهد خدا و رسول خدا محمد بن عبد الله ( ص ) خواهند بود . اين فرمان را ابىّ نوشت .
گويند ، رسول خدا ( ص ) براى طايفهء سعد هذيم كه از قضاعة هستند و براى طايفهء جذام نامهء يكسانى صادر فرمود كه ضمن آن حد نصاب زكات را براى ايشان شرح داد و مقرر فرمود كه زكات خود را به يكى از دو فرستادهء آن حضرت كه ابىّ ، و عنبسة بودند يا به كسى كه آن دو او را بفرستند بپردازند . و محمد بن سعد مىگويد نسب ابىّ و عنبسة را براى ما نگفتند .
گويند ، رسول خدا ( ص ) براى بنى زرعة و بنى ربعة كه از جهينة [ 1 ] بودند ، اين فرمان را صادر فرمود ، كه آنان بر جان و مال خود در امان هستند و هر كس به ايشان ظلم كند يا جنگ نمايد بر عهدهء مسلمانان است كه آن دو قبيله را يارى كنند مگر آنكه با مسلمانان درگير شوند . يا نسبت به زن و فرزند كسى ستم كنند كه در آن صورت يارى داده نخواهند شد . ضمنا اين فرمان در مورد مردم صحراهاى اطراف هم به شرط اينكه نكوكار و پرهيزگار باشند معتبر است و از خداوند يارى مىخواهيم .
گويند ، پيامبر ( ص ) براى بنى جعيل كه از قبيلهء بزرگ بلىّ و از وابستگان خاندان بنى عبد مناف قريش هستند ، اين نامه را نوشت كه آنان مانند مسلمانان هستند و آنچه به سود مسلمانان يا به ضررشان است در مورد آنها هم همچنان خواهد بود و از آنان يك دهم اموال گرفته نخواهد شد و لازم نيست براى پرداخت زكات به جاى ديگر بروند ، اموال آنان متعلق به خودشان است و پرداخت زكات طوايف نصر و سعد بن بكر و ثمالة و هذيل [ 2 ] هم بر عهدهء ايشان است كه جمع كنند و بپردازند . رسول خدا در اين مورد با عاصم بن ابى صيفى و عمرو بن ابى صيفى بيعت فرمود و هم با اعجم بن سفيان و علىّ بن سعد و بر اين عهدنامه عباس بن عبد المطلب و على بن ابى طالب ( ع ) و عثمان بن عفان و ابو سفيان بن حرب گواهند .
در مورد اين عهدنامه شهود از بنى عبد مناف تعيين شدهاند زيرا با بنى جعيل همپيمان بودند .
گويند ، پيامبر ( ص ) مقرر فرمود براى طايفهء اسلم كه از بنى خزاعه بودند ، چنين نوشته شود كه كسانى از ايشان كه ايمان آورند و نماز گزارند و زكات بپردازند و در دين خدا
هامش
[ 1 ] . جهينه از قبايل بزرگ عرب و براى اطلاع بيشتر در مورد اين نامه و نامهء قبل مراجعه شود به مكاتيب الرسول ، ص 7 - 343 . - م .
[ 2 ] . اين طوايف ساكن اطراف مكه بودند . - م .