تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
( 1 ) قربان را قبل از ايراد خطبه و بدون گفتن اذان و اقامه مىگزارد ، روز عيد قربان بزها را پيشاپيش براى قربانى مىبردند و بزها از زبير بن عوام بود كه با خود از حبشه آورده بود و پيامبر ( ص ) از او خريده بودند . حماد بن خالد خياط از عمرى ، از نافع ، از ابن عمر نقل مىكند * روز عيد قربان بزى را مىبردند و پيامبر ( ص ) كه نماز مىگزارد آن بز را هم رو به قبله نگاه مىداشتند . واقدى مىگويد : پيامبر ( ص ) چون نماز عيد قربان را مىگزارده دو گوسپند قوچ و فربه را كه خريده بود پس از نماز و ايراد خطبه ، يكى را مىآوردند و پيامبر همچنان كه در جايگاه نماز ايستاده بود ، به دست خود آن را با كارد مىكشت و مىگفت : پروردگارا اين قربانى را از طرف تمام امت خود كه به يگانگى تو و رسالت من گواهى داده‌اند ، انجام دادم ، آن گاه قوچ ديگر را مىآوردند آن را هم به دست خويش قربانى مىكرد و مىگفت : پروردگارا اين قربانى از طرف محمد ( ص ) و خانوادهء اوست . و خود و خانواده‌اش از گوشت قربانى مىخوردند و درويشان را اطعام مىفرمود . پيامبر ( ص ) در كوچه‌يى كه خانهء معاويه در آن است قربانى مىكرد ، واقدى مىگويد : در روزگار ما هم ائمه در مدينه همان جا قربانى مىكنند .

خبر منبر رسول خدا ( ص )

واقدى از محمد بن عبد الرحمن بن ابى زناد ، از عبد المجيد بن سهيل ، از ابو سلمه ، از ابو هريره و همچنين از ديگران نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) روزهاى جمعه كنار ستونى در مسجد ايستاده خطبه ايراد مىكرد ، پس از مدتى فرمود : ايستادن براى من دشوار است . تميم دارى گفت : آيا براى شما منبرى به آن گونه كه در شام ديده‌ام بسازم ؟ پيامبر ( ص ) در اين مورد با مسلمانان مشورت فرمود و آنان تصويب كردند . عباس بن عبد المطلب گفت : غلام من كه نامش كلاب است از همگان بهتر مىسازد . پيامبر ( ص ) فرمود : به او بگو بسازد . عباس او را به بيشه‌يى فرستاد و مقدارى چوب جنگلى قطع كرد و آورد و با آنها منبرى ساخت كه دو پله داشت و جايگاهى براى نشستن ، و آن را آورد و در همين جا كه امروز منبر قرار دارد ، قرار داد . پيامبر ( ص ) آمد و روى منبر ايستاد و فرمود : اين منبر من در كنار جويبارى از جويبارهاى بهشت قرار دارد و پايه‌هايش در بهشت استوار است ، و هم فرمود : منبر من كنار