( 1 ) * پيامبر ( ص ) كنار تنهء درخت خرمايى خطبه ايراد مىفرمود و چون براى خود منبر فراهم فرمود و به سوى آن حركت كرد ، آن ستون چندان زارى كرد كه پيامبر بيامد و آن را در آغوش گرفت و فرمود : اگر آن را در آغوش نمىگرفتم تا روز قيامت ناله مىكرد .
عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى از عبد العزيز بن ابى حازم ، از قول پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * شنيدم از سهل بن سعد در مورد منبر سؤال مىكردند كه از چه چوبى ساخته شده است ؟ و او مىگفت : رسول خدا ( ص ) كسى را پيش فلان بانو فرستاد ( سهل نام آن زن را مىگفت و من يعنى ابو حازم فراموش كردهام ) و فرمود : به غلام درودگر خود بگو براى من چوبهايى را متصل به يك ديگر بسازد تا بالاى آن با مردم صحبت بدارم . و او اين سه پله را از چوبهاى جنگلى ساخت ، و پيامبر ( ص ) دستور داد همين جا آن را نهادند .
سهل گويد : نخستين روزى كه پيامبر ( ص ) بر آن منبر نشست حاضر بودم ، نخست تكبيرة الاحرام فرمود و مردم پشت سرش تكبير گفتند ، آن گاه همچنان بر فراز منبر ركوع كرد و سر برداشت و پايين آمد و كنار منبر سجده فرمود و دو مرتبه بالاى منبر رفت و مثل ركعت اول عمل كرد و چون نماز تمام شد روى به مردم كرد و فرمود : اين را ساختم كه مرا درست در مقابل خود ببينيد و چگونگى نمازگزاردن مرا فرا گيريد .
ابو بكر بن عبد الله بن ابو اويس از سليمان بن بلال ، از يحيى بن سعيد ، از حفص بن عبيد الله بن انس بن مالك انصارى نقل مىكرد كه از جابر بن عبد الله شنيده است * مسجد مدينه در زمان رسول خدا با تنههاى درخت خرما پوشيده شده بود و چون پيامبر ( ص ) خطبه مىخواند ، به يكى از آن ستونها كه پايهء سقف بود ، تكيه مىكرد و چون منبر براى پيامبر ساختند و پيامبر به منبر رفت از آن ستون بانگى چون بانگ شتران شنيدم و پيامبر ( ص ) آمد و دست بر آن نهاد تا آرام گرفت .
همين ابو بكر بن عبد الله از سليمان بن بلال ، از محمد بن عمرو بن علقمة ، از ابو سلمه ، از ابو هريره نقل مىكرد * پيامبر مىفرمود : اين منبر من كنار درى از درهاى بهشت قرار دارد .
عبد الله بن مسلمة بن قعنب از عبد العزيز بن ابى حازم ، از پدرش ، از سهل بن سعد نقل مىكند * ما مىگفتيم منبر پيامبر ( ص ) كنار ترعهيى از ترعههاى بهشت است . گويد ، سهل به حاضران گفت : مىدانيد ترعه يعنى چه ؟ گفتند : آرى يعنى در . و سهل مىگفت : صحيح است .
محمد بن عبيد طنافسى از عبيد الله بن عمر ، از حبيب بن عبد الرحمن ، از حفص بن
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 238
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٣٨