( 1 ) محمد بن كثير عبدى از سليمان بن كثير ، از حصين ، از عبد الرحمن بن ابو ليلى ، از عبد الله بن زيد انصارى كه از قبيلهء بنى نجار بوده است ، نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) در مورد اذان با مردم مشورت كرد و فرمود : تصميم دارم چند مرد را مأمور كنم كه به هنگام نماز روى بامهاى ساختمانهاى مدينه بايستند و مردم را به نماز فرا خوانند . مردم مدينه تصميم داشتند از ناقوس استفاده كنند و نزديك بود اين كار صورت گيرد . در اين هنگام شبى عبد الله بن زيد به خانهاش آمد و چون از او پرسيدند : آيا غذاى شب برايت بياوريم ؟ گفت : نه چيزى نمىخورم و اضافه كرد كه مىبينم مسأله اعلام وقت نماز فكر پيامبر را به خود مشغول داشته است . عبد الله خوابيد و در خواب ديد مردى كه جامهء سبز پوشيده است ، بالاى بام مسجد ايستاد و اذان گفت ، آن گاه اندكى نشست و دوباره برخاست و اقامه گفت . عبد الله از خواب برخاست و به حضور پيامبر ( ص ) آمد و آنچه را در خواب ديده و شنيده بود گزارش داد .
پيامبر ( ص ) او را فرمان داد تا به بلال بياموزد و بلال چنان كرد و چون مردم آن را شنيدند آمدند ، عمر بن خطاب هم آمد و گفت : من هم همچنان كه او خواب ديده است ، خواب ديدم . پيامبر ( ص ) پرسيد : چه چيز مانع آن شد كه پيش من بيايى و خبر بدهى ؟ گفت : حيا كردم كه به اظهار خواب خود پيشى گيرم .
احمد بن محمد بن وليد ازرقى از مسلم بن خالد ، از عبد الرحيم بن عمر ، از ابن شهاب ، از سالم بن عبد الله بن عمر ، از عبد الله بن عمر نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) مىخواست براى اعلان وقت نماز و اعلام مردم براى جمع شدن در مسجد از چيزى استفاده فرمايد . گروهى در مورد شيپور و استفاده كنندگان از آن توضيح دادند كه آن را نپسنديد . گروهى ديگر در مورد ناقوس و مردمى كه از آن استفاده مىكنند مطالبى گفتند كه همچنان مورد پسند واقع نشد . در اين هنگام مردى از انصار به نام عبد الله بن زيد اذان را در خواب ديد و در همان شب عمر بن خطاب هم همچنان خواب ديد ، عمر با خود گفت صبح پيش پيامبر ( ص ) آمد و خواب مىروم و خبر مىدهم . اما آن مرد انصارى همان شبانه به حضور پيامبر ( ص ) آمد و خواب خود را به اطلاع آن حضرت رساند . پيامبر به بلال دستور فرمود تا براى نماز با آن كلمات اذان بگويد و از آن روز متداول شد . گويد ، بلال براى نماز صبح اين جمله را « الصلاة خير من النوم » « نماز از خواب بهتر است » را افزود و پيامبر ( ص ) هم آن را تصويب فرمود و اين
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 233
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٣٣