( 1 ) در دنبالهء اين حديث مىگويد ، پيامبر ( ص ) روزهاى دوشنبه ، سهشنبه ، چهارشنبه و پنجشنبه آن هفته را در قبيلهء بنى عمرو بن عوف توقف فرمود و روز جمعه حركت كرد و نماز جمعه را در قبيلهء بنى سالم گزارد . برخى هم گفتهاند پيامبر ( ص ) چهارده شب در قبيلهء بنى عمرو بن عوف اقامت فرمود و روز جمعه اول صبح ناقهء خود را خواست و مسلمانان سلاح برگرفتند و جمع شدند و پيامبر ( ص ) بر ناقهء خود سوار شد و مردم در دو طرف ايشان حركت مىكردند ، انصار هم به استقبال آمدند و پيامبر ( ص ) از هر محلهيى كه عبور مىفرمود ، انصار مىگفتند اى رسول خدا همين جا فرود آى كه ثروت و نيرو و دفاع آماده است . پيامبر ( ص ) ضمن آنكه براى ايشان دعا مىفرمود ، مىگفت راه ناقهء مرا باز كنيد او مأمور است هر كجا كه صلاح باشد ، زانو به زمين خواهد گذاشت . و چون به محل مسجد بنى سالم رسيد ، به اتفاق مسلمانانى كه همراه بودند و شمارشان به صد مىرسيد ، نماز جمعه گزاردند .
يحيى بن محمد جارى از قول مجمع بن يعقوب نقل مىكرد كه مىگفته است از شرحبيل بن سعد شنيده است كه مىگفته است * چون پيامبر ( ص ) تصميم گرفت از قباء حركت كند ، افراد قبيلهء بنى سالم جلو آمدند و لگام ناقهء پيامبر ( ص ) را گرفتند و گفتند : پيش ما فرود آى كه شمار و سلاح و ابزار و وسايل دفاعى ما زياد است . فرمود : ناقهء مرا آزاد بگذاريد كه خودش مأمور است . سپس بنى حارث بن خزرج جلو آمدند و همين تقاضا را كردند و به ايشان هم همان گونه فرمود . بعد بنى عدى جلو آمدند و همان تقاضا را تكرار كردند و همان پاسخ را فرمود تا ناقهاش در آن جا كه مأمور بود ، زانو به زمين زد . در دنبالهء اين حديث آمده است كه پيامبر ( ص ) سوار بر ناقهء خود شد و از سمت راست حركت فرمود تا اينكه به منطقهء بلحبلى [ 1 ] رسيد و از آن جا گذشت و چون به محل مسجد رسيد ناقهاش زانو به زمين زد و خوابيد . مردم از آن حضرت تقاضا مىكردند كه به خانههاى ايشان وارد شود و مسكن فرمايد . تا آنكه ابو ايوب [ 2 ] خالد بن زيد بن كليب بارهاى پيامبر ( ص ) را گشود و به
هامش
[ 1 ] . بلحبلى ، نام يكى از قبيلههاى ساكن مدينه است ، در جلد اول مغازى واقدى هم نام اين قبيله در صفحات 166 و 360 آمده است . - م .
[ 2 ] . جناب خالد بن زيد معروف به ابو ايوب انصارى از قبيلهء خزرج است كه در بيعت عقبه و جنگهاى بدر و احد و خندق و ديگر جنگها شركت داشته و از اصحاب مخصوص حضرت امير المؤمنين على ( ع ) است كه در جنگ صفين و نهروان در خدمت آن حضرت بوده است . ابو ايوب در سال 51 هجرى به هنگام فتح قسطنطنيه در گذشت و او را كنار باروى آن شهر دفن كردند ، رك : اسد الغابه ، ج 5 ، ص 143 . - م .