تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
( 1 )

ساختن رسول خدا ( ص ) مسجد مدينه را

محمد بن عمر واقدى از معمر بن راشد ، از زهرى نقل مىكند * ناقهء رسول خدا در محل مسجد آن حضرت زانو به زمين زد ، و آن جا زمينى بود از سهيل و سهل كه دو پسر بچه يتيم انصارى و تحت تكفل ابو امامه اسعد بن زراره انصارى بودند . زمين مذكور محل خشك كردن خرما و نگهدارى گوسپندان بود . گروهى از مردان مسلمان قبلا هم در آن محل نماز مىگزاردند . پيامبر ( ص ) آن دو كودك را خواست و پيشنهاد فرمود تا زمين خود را براى محل مسجد بفروشند . گفتند آن را بدون دريافت بهاء پيشكش مىكنيم . رسول ( ص ) نپذيرفت و از ايشان خريد و قيمت آن را پرداخت فرمود . واقدى از كس ديگرى غير از معمر ، از زهرى نقل مىكند * رسول خدا ، ابو بكر را فرمود تا ده دينار بهاى زمين را بپردازد . و آن زمين به صورت چهار ديوارى بدون سقفى بود ، و قبله‌اش به جانب بيت المقدس بود كه اسعد بن زراره آن را ساخته و با ياران خود آن جا نماز مىگزارد و پيش از آمدن رسول خدا نماز جمعه را هم آن جا مىگزاردند . پيامبر ( ص ) فرمان داد تا درختان خرما و درختان خاردار ديگرى را كه در آن زمين بود بريدند و خشت خام زدند و دستور فرمود تا چند گور را كه از دورهء جاهليت در آن بود ، نبش كردند و استخوانها را در جاى ديگر دفن نمودند ، در بخشى از زمين آبى بود كه آن را كشيدند تا خشك شد و مسجد را بنيان نهادند ، طول آن از محل محراب تا آخر مسجد صد ذراع و عرض آن هم همچنان و مسجد مربع بود و برخى گفته‌اند كمتر از صد ذراع بوده است . پايه‌هاى اصلى را به اندازهء سه ذراع با سنگ بنا كردند و بقيه را با خشت خام ، و پيامبر ( ص ) همراه ياران خود در ساختن شركت داشت و خود سنگ حمل مىفرمود و اين بيت را مىخواند : پروردگارا زندگى جز زندگى آن جهانى نيست ، خدايا انصار و مهاجران را بيامرز . [ 1 ] و نيز اين بيت را مىخواند :
هامش
[ 1 ] .اللهم لا عيش الا عيش الآخرة * فاغفر للانصار و المهاجرة