( 1 ) عايشه نقل مىكنند كه مىگفته است * نخستين نشانهء وحى كه در رسول خدا ( ص ) آغاز و پيدا شد روياى صادق بود ، يعنى فرشته را در خواب مىديد و چون سپيده دم روشن به نظرش مىرسيد ، مدتى چنين گذشت و سپس پيامبر به انزوا و خلوت علاقهمند شد و هيچ چيز از آن براى او مطلوبتر نبود و معمولا در غار حراء خلوت مىفرمود و چندين شب پياپى را آن جا به عبادت مىگذراند و بعد پيش خديجه مىآمد و دوباره زاد و توشهء مختصرى مىگرفت و مىرفت و ناگاه در غار حراء فرشته بر او نازل شد .
محمد بن عمر واقدى از ابراهيم بن اسماعيل بن ابو حبيبة ، از داود بن حصين ، از عكرمة ، از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است * در همان هنگام كه رسول خدا طالب خلوت بود در محلهء اجياد مكه در افق آسمان فرشته را ديد كه يكى از پاهاى خود را روى ديگرى نهاده بود فرياد مىكشيد كه اى محمد ( ص ) من جبرئيلم ، اى محمد ( ص ) من جبرئيلم . پيامبر ( ص ) از اين موضوع ترسيد و هر بار كه سر به آسمان بلند مىكرد او را مىديد ، شتابان پيش خديجه برگشت و اين خبر را به او داد و فرمود : اى خديجه به خدا قسم هيچ گاه هيچ چيزى را به اندازهء اين بتها و كاهنان دشمن نداشتهام و مىترسم كه من كاهن شده باشم . خديجه گفت : هرگز ، اى پسر عمو چنين مگو كه هرگز خداوند با تو چنين نخواهد كرد تو مواظب پيوندهاى خويشاوندى هستى و همواره راست مىگويى و امانت را رد مىكنى و خلق و خوى تو سخت پسنديده است . خديجه سپس پيش ورقة بن نوفل رفت و اين نخستين بار بود كه پيش او مىرفت و خبرى را كه رسول خدا ( ص ) به او داده بود بيان كرد . ورقه گفت : به خدا سوگند پسر عموى تو راستگو است و اين آغاز پيامبرى اوست و ناموس اكبر به سراغ او مىآيد و به او بگو كه آسوده باشد و تصورى جز خير نداشته باشد .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از هشام بن عروة ، از عروة نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به خديجه فرمود : پرتوى مىبينم و صدايى مىشنوم و مىترسم كه كاهن باشم ، و خديجه گفت : خداى هرگز با تو اى پسر عبد الله چنان نخواهد كرد كه راست گفتارى و امانتدار و حقوق خويشاوندى را رعايت مىكنى .
يحيى بن عباد و عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از عمار بن ابى عمار ، از يحيى بن عبّاد ، حماد بن سلمه مىگويد خيال مىكنم از ابن عباس نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به خديجه فرمود : من صدايى مىشنوم و پرتوى مىبينم و مىترسم كه نوعى ديوزدگى در من باشد . خديجه گفت : هرگز خداوند با تو اى پسر عبد الله چنين نخواهد
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٨٢