تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
( 1 ) پرسيد : بعد چه شد ؟ گفت : ده سال در مكه و ده سال در مدينه بود ، و اين فقط قول انس است كه مىگويد پيامبر ( ص ) در مكه ده سال بوده‌اند و هيچ كس ديگر اين موضوع را نگفته است . معلى بن اسد عمّى از وهيب بن خالد ، از داود بن ابو هند ، از عامر ، و خلف بن وليد ازدى از خالد بن عبد الله ، از داود بن ابو هند ، از عامر نقل مىكنند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در چهل سالگى به پيامبرى مبعوث شد ، سه سال اسرافيل همراه آن حضرت بود و بعد جبرئيل همراه ايشان بود . جبرئيل ده سال در مكه و ده سال پس از هجرت در مدينه ملازم پيامبر ( ص ) بود و رسول خدا در شصت و سه سالگى رحلت فرمود . محمد بن سعد مىگويد * اين حديث را براى محمد بن عمر واقدى گفتم ، گفت : در شهر ما هيچ يك از علما معتقد نبودند و نمىدانستند كه اسرافيل هم ملازم پيامبر ( ص ) بوده است و علما و اهل سيره مىگويند از آغاز وحى تا هنگام رحلت فرشته‌يى غير از جبرئيل ملازم رسول خدا ( ص ) نبوده است . عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از ابو محمد نقل مىكند كه مىگفته است از زرارة بن اوفى شنيدم كه مىگفت * هر قرن يكصد و بيست سال است و پيامبر ( ص ) در قرنى مبعوث شد كه آخرين سال آن سال مرگ يزيد بن معاويه بود ! ! فضل بن دكين از سالم بن علاء انصارى ، از عبد الملك ، از ابو جعفر ( ع ) نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا فرموده است : من براى سرخ و سياه مبعوث شده‌ام . عبد الملك مىگويد ، منظور از سرخ در اين جا انسانها و منظور از سياه جنيان هستند . اسحاق بن يوسف ازرق از عوف ، از حسن نقل مىكند * رسول خدا فرموده است : من فرستادهء خدايم براى همهء زندگان روزگار خودم و براى هر كسى كه پس از من متولد شود . محمد بن عمر اسلمى واقدى از ابو عتبة اسماعيل بن عباس ، از بحير بن سعد ، از خالد بن معدان نقل مىكند كه * رسول خدا ( ص ) فرمود : من براى عموم مردم برانگيخته شده‌ام و اگر آنان نپذيرفتند براى عرب و اگر آنان نپذيرفتند براى قريش و اگر آنان نپذيرفتند براى بنى هاشم و اگر آنان نپذيرفتند براى خودم به تنهايى . عفان بن مسلم از ابو عوانه ، از عمر بن ابى اسلمه ، از پدرش ، از ابو هريره نقل مىكند * پيامبر ( ص ) فرموده است : من براى همگان برانگيخته شدم و نبوت به من پايان پذيرفت . عبد الله بن نمير همدانى از مجالد بن سعيد ، از عامر ، از جابر نقل مىكند كه مىگفته
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 179 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد