( 1 ) كردند و اندكى بعد آن پيمان را شكستند .
ابو طالب به دره برگشت و مىگفت : اى گروه قريش چرا بايد ما محاصره و زندانى باشيم و حال آنكه موضوع روشن شد ؟ گويد ، ابو طالب و يارانش ميان پردهء كعبه و ديوار كعبه رفتند و عرض كردند : پروردگارا ما را به آنها كه بر ما ستم و قطع رحم كردند و امور حلال را براى ما حرام ساختند يارى ده و پيروز فرماى ، و سپس برگشتند .
عبد اللّه بن جعفر رقّى از عبيد اللّه بن عمرو ، از ابن عقيل ، از جابر يا از كس ديگرى نقل مىكند * نخستين خبرى كه در مدينه در مورد پيامبرى رسول خدا ( ص ) شايع شد چنين بود كه زنى از مدينه همزادى از جن داشت و به صورت پرندهيى آمد و روى ديوار خانهاش نشست ، زن گفت : فرود آى و بنشين تا سخن بگوييم و به ما خبر بده و ما به تو خبر بگوييم .
گفت : در مكه پيامبرى برانگيخته شده كه زنا را حرام كرده و آرام و قرار را از ما ربوده است . [ 1 ]
هامش
[ 1 ] . اين خبر قبلا هم از حضرت على بن حسين سجاد ( ع ) نقل شد . - م .