تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
( 1 )

نشانه‌هاى نبوت پس از نزول وحى بر رسول خدا ( ص )

عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از على بن زيد ، از ابو زيد نقل مىكرد كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) افسرده و اندوهگين در حجون به خداوند متعال عرض كرد : پروردگارا امروز به من آيتى نشان ده كه پس از آن به تكذيب هيچ كس از قوم خود اعتناد نكنم . در اين هنگام درختى را كه در گردنهء راه مدينه بود صدا زد و درخت زمين را شكافت و به حضور پيامبر آمد و بر او سلام داد و رسول خدا ( ص ) فرمان داد تا برگردد و برگشت و فرمود : از اين پس هر يك از قوم من كه مرا تكذيب كنند ، اهميتى نمىدهم . فضل بن دكين از طلحة بن عمرو ، از عطاء نقل مىكرد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) در حال مسافرت نياز به قضاى حاجت داشت و جايى پيدا نكرد كه در پناه آن قرار گيرد ، در فاصلهء نسبتا دورى دو درخت ديد كه به فاصله از يك ديگر قرار داشتند ، به ابن مسعود فرمود برو و ميان آن دو درخت بايست و بگو مرا پيامبر فرستاده مىگويد به يك ديگر متصل شويد تا در پناه شما قضاى حاجت كند . ابن مسعود چنان كرد . يكى از آن دو درخت حركت كرد و به ديگرى متصل شد و رسول خدا در پناه آنها قضاى حاجت كرد . وكيع از اعمش ، از منهال بن عمرو ، از يعلى بن مرّة نقل مىكرد كه مىگفت * در سفرى همراه پيامبر ( ص ) بودم ، در منزلى فرود آمديم . پيامبر ( ص ) به من فرمود : برو به اين دو خرما بن بگو كه پيامبر مىگويد به يك ديگر متصل شويد . آمدم و گفتم يكى از آن دو خرما بن به ديگرى پيوست و پيامبر ( ص ) در پناه آن قضاى حاجت فرمود و سپس هر يك به جاى خود برگشت . اسماعيل بن ابان ورّاق از عنبسة بن عبد الرحمن قرشى ، از محمد بن زاذان ، از ام سعد ،