تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
( 1 ) برخوردم كه ظهور پيامبر ( ص ) را به من خبر داد . على بن محمد از عبد الرحمن بن عبد اللّه ، از محمد بن عمر شامى ، از قول مشايخ او نقل مىكرد كه مىگفته‌اند * پيامبر ( ص ) در خانهء ابو طالب بود و ابو طالب مرد نسبتا فقيرى بود ، چند ماده شتر داشت كه معمولا شير آنها را مىدوشيدند و برايش مىآوردند ، هر گاه خانوادهء ابو طالب به طور اجتماع يا به تنهايى بدون حضور پيامبر ( ص ) غذا مىخوردند ، سير نمىشدند و هر گاه پيامبر ( ص ) همراه ايشان غذا مىخورد سير مىشدند و هر گاه كه ابو طالب مىخواست بر سفره حاضر شود ، مىگفت صبر كنيد تا پسرم حاضر شود و چون رسول خدا ( ص ) همراه ايشان غذا مىخورد ، چيزى هم از غذا زياد مىآمد و معمولا نخست پيامبر مىنوشيد و پس از او ديگران مىآشاميدند و ابو طالب مىگفت : تو فرخنده و مباركى . معمولا صبحها بچه‌ها با چشم چرك آلود و موى پريشان از خواب برمىخاستند و حال آنكه رسول خدا ( ص ) سرمه كشيده و روغن بر سر ماليده بيدار مىشد . ام ايمن مىگويد : هرگز نديدم پيامبر ( ص ) در كودكى و بزرگى از تشنگى و گرسنگى شكايت كند ، معمولا صبح زود مىرفت از زمزم آب مىنوشيد و چون به او غذا مىدادند ، مىگفت : نمىخواهم ، سيرم .

كسانى كه در جاهليت به اميد آنكه پيامبر شوند ، نام خود را محمد گذارده بودند

على بن محمد بن عبد اللّه بن ابو سيف از سلمة بن عثمان ، از على بن زيد ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند * اعراب از كاهنان و اهل كتاب مىشنيدند پيامبرى از عرب به نام محمد ( ص ) مبعوث خواهد شد و هر كس اين خبر را شنيده بود ، به طمع نبوت نام پسر خود را محمد مىگذاشت . على بن محمد از سلمة بن فضل ، از محمد بن اسحاق نقل مىكند * محمد بن خزاعى بن حزابة كه از بنى ذكوان از طوايف بنى سليم است ، به طمع نبوت نامگذارى شد . او در يمن پيش ابرهة آمد و به آيين او بود تا در گذشت و چون موجه شده بود ، برادرش قيس بن خزاعى اين بيت را سرود :