( 1 ) نمىبينيد كه ستارگان اصلى كه مايهء راهنمايى است همچنان پابرجاست و چيزى از آن كم نمىشود . ابليس گفت : اين موضوعى است كه در زمين به وجود آمده است ، از هر جا مشتى خاك براى من بياوريد . و هر چه مىآوردند مىبوييد و دور مىريخت تا آنكه خاك تهامه را آوردند . چون آن را بوييد گفت : هر چه هست در اين سرزمين است .
على بن محمد از عبد اللّه بن محمد قرشى كه از خاندان بنى اسد بن عبد العزّى است ، از زهرى نقل مىكند كه مىگفته است * قبلا وحى مورد استراق سمع واقع مىشده است و زنى از بنى اسد همزادى از جن داشته است كه روزى فريادزنان پيش او آمده گفته است فرمانى سخت و دشوار رسيده است ، احمد ( ص ) زنا را حرام كرد . گويد ، چون خداوند اسلام را فرو فرستاد ايشان از استراق وحى و گوش دادن به امور آسمانى ممنوع شدند .
واقدى از عبد اللّه بن يزيد هذلى ، از سعيد بن عمرو هذلى ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفت * با گروهى از بزرگان قوم خود به بتكدهء سواع [ 1 ] كه بت ما بود رفتيم و قربانيهايى برديم و من نخستين كس بودم كه ماده گاو فربهى را پيش بردم و كشتم . بانگى از اندرون آن شنيدم كه مىگفت : عجيب است عجيب كه پيامبرى ميان مردم مكه ظهور مىكند و زنا و كشتن قربانى را براى بتها حرام مىسازد و آسمان حراست مىشود و ما را با شهاب مىرانند و پراكنده مىشويم . گويد ، چون به مكه آمديم پرسيديم و كسى را نديديم كه از خبر بعثت پيامبر خبرى داشته باشد ، تا آنكه ابو بكر صديق را ديديم و به او گفتيم اى ابو بكر آيا در مكه كسى به نام احمد ظهور كرده است كه مردم را به سوى خدا فراخواند ؟ گفت : براى چه اين سؤال را مىكنيد ؟ و چون موضوع را به او گفتيم ، گفت : آرى اين شخص رسول خداست ، و ابو بكر ما را به اسلام دعوت كرد . گفتيم : منتظر مىمانيم ببينيم قوم ما چكار مىكنند ، و اى كاش همان روز مسلمان شده بوديم ، هر چند كه بعد مسلمان شديم .
واقدى براى ما از قول عبد اللّه بن يزيد هذلى ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * دويست ميش از گوسپندانم را كه گرفتار بيمارى جرب شده بودند براى طلب بركت و شفا به بتخانهء بت خودمان سواع بردم ، شنيدم از درون بت سروشى مىگويد مكر و حيلهء جن تمام شد و ما را به مناسبت ظهور پيامبرى كه نامش احمد است با شهاب مىرانند . گويد ، گفتم اين مايهء عبرت من است و گوسپندان خود را برداشتم و آهنگ خانهء خود كردم و به مردى
هامش
[ 1 ] . سواع ، از بتهاى عرب كه در قرآن مجيد ، در سورهء نوح آيهء 23 ، هم نام آن آمده است و بيشتر همدانيها به آن توجه داشتهاند . - م .