تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
( 1 ) خواهد كرد . و گويند كه او ابليس بود . در اين موقع ابو طالب اين ابيات را سرود : همانا آغاز و فرجام آن از ماست ، با دادگرى و عدالتى كه منكر آن نيستيم ( در راه خداوند حاكم و عادل كه منكرش نيستيم ) ، كمال كوشش خود را براى آباد ساختن آن به كار برده به بهترين و بيشترين وجه آن را ساخته و پرداخته‌ايم پس اگر حقى باشد بيشترش در ماست . [ 1 ] همچنان كعبه را تا زير سقف ساختند و براى سقف پانزده ستون در نظر گرفتند و آن را بر شش پايه قرار دادند و حجر اسماعيل را هم از كعبه جدا كردند . واقدى از ابن جريج ، از وليد بن عطاء ، از حارث بن عبد اللّه بن ابى ربيعه ، از عايشه نقل مىكند كه پيامبر ( ص ) به او گفته است * قوم تو در ساختمان كعبه كوتاهى كردند و اگر نه اين است كه هنوز مدتى از مشرك بودن ايشان نگذشته است ( به تازگى از شرك دست برداشته‌اند ) آنچه از خانهء كعبه را كه از آن بيرون كرده‌اند ، ضميمهء آن مىكردم . اگر پس از من خواستند كعبه را تجديد ساختمان كنند بيا تا به تو نشان دهم كه چه قسمتهايى از آن خارج كرده‌اند . و نزديك هفت ذراع از حجر اسماعيل را به عايشه نشان داد . عايشه مىگويد ، پيامبر ( ص ) در گفتار خود همچنين فرمود : من براى كعبه دو در شرقى و غربى كه بلند نباشد قرار مىدادم ، آيا مىدانى چرا قوم تو در كعبه را بلند و در ارتفاع قرار دادند ؟ و من گفتم : نه . فرمود : از روى غرور و عزت‌طلبى كه هيچ كس جز كسانى كه ايشان مىخواهند نتواند وارد كعبه شود ، و ايشان معمولا وقتى خوش نداشتند كسى وارد كعبه شود او را دعوت مىكردند كه وارد كعبه شود و همين كه خود را بالا مىكشيد و نزديك بود وارد كعبه شود او را كنار مىزدند و فرو مىافتاد . واقدى مىگويد عبد اللّه بن يزيد هذلى ، از سعيد بن عمرو ، از پدرش نقل مىكرد كه مىگفته است * قريش در دورهء جاهلى در كعبه را روزهاى دوشنبه و پنجشنبه مىگشودند و پرده‌داران كعبه كنار در مىنشستند و چه بسا كسى به زحمت بالا مىرفت و اگر آنها نمىخواستند وارد شود كنارش مىزدند و فرو مىافتاد و چه بسا كه دست و پايش
هامش
[ 1 ] .انّ لنا اوّله و آخره * فى الحكم و العدل الذى لا ننكره و قد جهدنا جهده لنعمره * و قد عمرنا خيره و اكثرهفان يكن حقا ففينا اوفره