( 1 ) زنده مىماند هيچ يك از داييهاى او ( افراد قبطى ) برده نمىبودند .
[ 1 ]
حضور رسول خدا ( ص ) در ويران كردن و ساختن كعبه
محمد بن عمر بن واقد اسلمى گويد از عبد اللّه بن يزيد هذلى ، از سعيد بن عمرو هذلى ، از پدرش ، و عبد اللّه بن يزيد هذلى ، از ابو غطفان ، از ابن عباس ، و محمد بن عبد اللّه [ 2 ] از زهرى ، از محمد بن جبير بن مطعم - و سلسله سند حديث ايشان در مواردى مشترك بود - برايم نقل كردند كه مىگفتهاند * كوههاى اطراف همگى مشرف بر مكه بود و سيل از نواحى بالاى مكه مىآمد و وارد خانه مىشد و گاه از بالاى خانهء كعبه مىگذشت و ترسيدند كه ويران شود . از سوى ديگر مقدارى از زيورهاى كعبه از جمله آهويى زرين كه آراسته به مرواريد و گوهر و بر روى زمين كنار كعبه نصب بود ، دزديده شد . اتفاقا كشتيى از روميان به سرپرستى با قوم كه معمار هم بود در شعيبة كه پيش از جدّه بندرگاه معروف بود ، گرفتار طوفان و درهم شكسته بود . وليد بن مغيرة همراه گروهى از سران قريش به شعيبة آمد و چوبهاى كشتى را خريدند و با معمار رومى هم صحبت كردند او نيز همراه ايشان آمد و تصميم گرفتند و گفتند خانهء خداى خود را دوباره بسازيم . دستور دادند سنگ فراوان جمع كردند و پايههاى ساختمان را كندند كه از آن سنگها به كار برند . در همان هنگام رسول خدا ( ص ) هم كه سى و پنج ساله بود همراه مردم سنگ حمل مىكرد و معمولا هنگام حمل كردن سنگ ، ازار و لنگهاى خود را مىگشودند و آن را بر دوش خود مىافكندند .
پيامبر ( ص ) نيز چنان كرد كه از پاى درافتاد و بانگ سروشى شنيد كه مىگويد عورت خود را بپوش و اين نخستين سروشى بود كه آن حضرت شنيد . ابو طالب گفت : اى برادرزاده ، لنگ خود را بر سرت بگذار . فرمود : اين پيشامد براى اين بود كه من تعدى كردم و كارى را كه نبايد انجام دهم انجام دادم و پس از آن هرگز عورت رسول خدا ديده نشد .
و چون تصميم به خراب كردن خانه گرفتند ، يكى از ايشان گفت فقط از اموال پاكيزهء خود كه در به دست آوردن آن قطع رحم نكرده باشيد و نسبت به كسى ستم روا نداشته باشيد ، خرج كنيد .
هامش
[ 1 ] . شرح حال دختران بزرگوار پيامبر ( ص ) در فصلهاى آينده خواهد آمد . - م .
[ 2 ] . اين شخص كه زياد مورد استناد واقدى و ابن سعد است برادرزاده زهرى و از راويان اوست . - م .