تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
( 1 ) وليد بن مغيرة تيشه به دست گرفت و به كندن سنگها پرداخت و مىگفت : پروردگارا ، خشم مگير كه ما قصد خير و نيكى داريم و قريش نيز همراه او به خراب كردن كعبه پرداختند . سپس براى ساختن و بر آوردن ديوارهاى كعبه قرعه كشى كردند . فاصلهء ميان حجر اسماعيل و حجر الاسود كه در كعبه هم آنجا و در واقع پيش روى كعبه است به خاندان عبد مناف و بنى زهره افتاد . و فاصلهء ميان اين سو تا آن سوى حجر اسماعيل بر عهدهء بنى اسد بن عبد العزّى و بنى عبد الدار بن قصىّ قرار گرفت . و فاصلهء ميان حجر اسماعيل و ركن يمانى بر عهدهء بنى تيم و بنى مخزوم گذاشته شد . و فاصلهء ركن يمانى تا حجر الاسود بر عهدهء بنى سهم و بنى جمح و عدىّ و عامر بن لؤىّ قرار گرفت . و چون ساختمان را آغاز كردند و به جايى رساندند كه لازم بود حجر الاسود را نصب كنند ، هر يك از قبايل مدعى شدند كه براى نصب حجر الاسود از ديگران شايسته‌ترند و چنان اختلافى پيش آمد كه بيم درگيرى و كشتار بود . و قرار گذاشتند نخستين كسى كه از در بنى شيبة وارد شود آن را نصب كند . و همگان گفتند راضى و تسليم اين حكم هستيم . و رسول خدا ( ص ) نخستين كسى بود كه وارد شد و چون او را ديدند گفتند اين امين است و به هر چه حكم دهد راضى هستيم و داستان را به آن حضرت گفتند . و پيامبر ( ص ) رداى خود را برداشت و بر زمين بگسترد و حجر الاسود را در آن نهاد و فرمود چهار نفر از چهار خاندان بزرگ قريش بيايند . از بنى عبد مناف عتبة بن ربيعه آمد و ابو زمعه و ابو حذيفة بن مغيرة و قيس بن عدى آمدند و رسول خدا فرمود هر يك گوشه‌يى از ردا را بگيريد و همگى با هم آن را بلند كنيد . و آنها چنان كردند و رسول خدا ( ص ) سنگ را برداشت و در جاى آن كه هم اكنون نيز همان جاست ، نصب فرمود . مردى از اهل نجد پيش آمد كه حجر الاسود را بردارد و به پيامبر ( ص ) بدهد ، يا سنگى ديگر به رسول خدا بدهد كه حجر الاسود را با آن محكم سازد . عباس بن عبد المطّلب گفت نه . و او را راند و خود سنگى به پيامبر ( ص ) داد تا حجر الاسود را با آن محكم كند . و پيامبر ( ص ) فرمود نبايد كسى غير از خود ما همراه ما در ساختن كعبه باشد . گويد ، مرد نجدى گفت : خيلى شگفت‌آور است كه مردى اهل شرف و عقل و سن و سال و اموال اين گونه به كوچكترين خود اعتماد كنند و با وجود فقر او بر خود سالارش كنند و با اينكه خود اهل كرم وجود هستند گويى همگى خدمتگزاران اويند ، و به خدا سوگند ايشان را پراكنده خواهد ساخت و همهء بهره‌ها و منافع را ميان ايشان تقسيم