تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
( 1 ) است . عبيد اللّه بن موسى از اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از سائب بن مالك نقل مىكند * روزى كه ابراهيم پسر رسول خدا ( ص ) در گذشت خورشيد گرفت . عبيد اللّه بن موسى از اسرائيل ، از زياد بن علاقه ، از مغيرة بن شعبه نقل مىكند * روز مرگ ابراهيم خورشيد گرفت ، پيامبر ( ص ) فرمود : همانا خورشيد و ماه دو نشانه از نشانه‌هاى قدرت خدايند و براى مرگ كسى كسوف و خسوف صورت نمىگيرد و چون ماه و خورشيد را در حال گرفتگى ديديد بر شما باد به دعا كردن تا هنگامى كه باز شوند . فضل بن دكين از عبد الرحمن بن غسيل ، از عاصم بن عمر بن قتاده ، از محمود بن لبيد نقل مىكند * روز مرگ ابراهيم خورشيد گرفت . مردم گفتند خورشيد به واسطهء مرگ ابراهيم گرفت . چون رسول خدا ( ص ) اين خبر را شنيد بيرون آمد ، نخست ستايش و نيايش الهى بجاى آورد و سپس فرمود : اى مردم ، خورشيد و ماه دو نشانه از نشانه‌هاى قدرت خدايند و براى مرگ و زندگى كسى نمىگيرند ، و چون خورشيد و ماه گرفتگى مىبينيد به مساجد پناه بريد . و در اين هنگام گريست . مردم گفتند : اى رسول خدا ، شما كه پيامبريد گريه مىكنيد ؟ فرمود : من هم انسانم ، چشم مىگريد و دل افسرده مىشود و چيزى نمىگوييم كه خدا را به خشم آورد ، به خدا سوگند اى ابراهيم ، ما بر تو اندوهناكيم . گويد ، ابراهيم هنگام مرگ هيجده ماهه بود و پيامبر فرمود براى او در بهشت دايه‌يى است . فضل بن دكين و واقدى از اسرائيل ، از جابر ، از عامر نقل مىكنند * ابراهيم در هيجده ماهگى درگذشت . واقدى گويد عبد اللّه بن جعفر ، از عبد اللّه بن عثمان بن خثيم ، از شهر بن حوشب ، از اسماء دختر يزيد برايم نقل كرد كه * چون ابراهيم درگذشت پيامبر ( ص ) گريست . يكى از تسليت گويندگان گفت : اى رسول خدا ، شما سزاوارتر و شايسته‌تر كسى هستيد كه بايد حق خداوند را بشناسد . پيامبر فرمود : چشم مىگريد و دل اندوهگين مىشود ، در عين حال سخنى كه خدا را ناخوش آيد ، نمىگوييم ، اگر مرگ وعدهء راست و همه‌گير نبود و اگر نه اين است كه آخر ما هم به اول خواهد پيوست ، همانا اى ابراهيم بر تو اندوهگين‌تر از اين بوديم و به هر حال ما از مرگ تو اندوهگينيم . واقدى گويد اسامة بن زيد ليثى ، از منذر بن عبيد ، از عبد الرحمن بن حسان بن ثابت ،